بررسی تأثیر صناعات بلاغی به عنوان ابزار کشف و خلق معنی در دو شعر «چه غروب دل‌انگیزی» سرودة ویلیام وردزورث و «لوح گور» احمد شاملو

نوع مقاله : بلاغی

نویسنده

عضو هیات علمی دانشگاه قم

10.22091/jls.2026.15010.1771

چکیده

چکیده

با آغاز قرن بیستم و تحت تأثیر تخصصی شدن علوم در دانشگاه‌ها از یک سو و هجوم اندیشه‌های متزلزل‌کنندة بنیان‌های فکری و هویتی دورة مدرن در مغرب زمین از سوی دیگر، اندیشمندان حوزة ادبیات را واداشت تا مرز دنیای ادبیات را از دنیای بیرون متمایز کنند و آن را دنیایی مستقل بدانند و یا در حکم موجودی قائم به ذات تلقی کنند. از همین رو مطالعات ادبیات و نقد ادبی بر بررسی خود متن ادبی مستقل از دنیای بیرون متمرکز شدند. این شکل مطالعة ادبیات فرمالیسم شناخته می‌شود. فرم را می‌توان تمامی صناعات یا فنون ادبی دانست که شاعر در اثر خود به کار می‌گیرد تا معنا را منتقل کند و بیشترین تأثیر را بر مخاطب بگذارد. نوشتة پیش‌رو با بهره‌گیری از شیوة توصیفی تحلیلی و با تکیه بر دو مقالة کلیدی فرمالیسم، «هنر به مثابة صناعت» (1917) نوشتة ویکتور شکلوفسکی و «صناعت، ابزار کشف» (1948) نوشتة مارک شورر تلاش می-کند اهمیت فرم و صناعت را در کشف و فراتر از آن در خلق معنی مورد بررسی قرار دهد. دو اثر یکی از شعر انگلیسی و دیگری از شعر فارسی انتخاب شده‌اند. شعر «غروب ساحل کالای» یا «غروبی بس دل‌انگیز» نوشتة ویلیام وردزورث شاعر رمانتیک انگلیسی است. دلیل انتخاب این شعر این است که شاعران رمانتیک بر خلاف منتقدان فرمالیست شعر را نه «ابژه‌ای قائم به ذات، بلکه بیان احساسات شخصی شاعر می‌دانند. از این جهت اعمال نطر فرمالیست‌ها بر یک شعر رمانتیک ظرفیت‌ها و نقاط احتمالی قوت و ضعف آن‌ها را روشن خواهد کرد. شعر «لوح گور» از احمد شاملو هم به عنوان نمونه‌ای از شعر فارسی اهمیت فرم در ایجاد و کشف معنی در شعر را نشان می‌دهد. بررسی فرم در دو شعر حاضر نشان داد که صناعات موجود در شعر فراتر از کمک به کشف معنا در شعر، عامل اصلی خلق معنا در این اشعار هستند. این صناعات همچون نور نافذ و یا الماسی درخشان راه نویسنده و خواننده را به سوی معنای شعر می-گشایند. هر چند صناعت بر مسیر، نور می‌تاباند اما تعیین کنندة انتهای مسیر نیستند بلکه با ایجاد تنش در کلام شعر به باز بودن همیشگی مسیر معنای شعر کمک می‌کنند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Technique as Discovery in William Wordsworth's "It is a Beauteous Evening" and Ahamad Shamloo's "Lohe Goor"

نویسنده [English]

  • Amirhossein Sadeghi
چکیده [English]

Abstract

The dichotomy of form and meaning has long been a matter of argument among scholars. Before the twentieth century it was believed that form is decorative. In the early decades of the twentieth century, with the rise of Russian Formalism and the American New Criticism, form moved to the centre of the field of literary criticism. For the formalists form and technique was the essence of art. Russian formalists believed that only form deserved to be investigated; meaning for them was not significant. To the American New Critics, however, form helped to discover meaning. Without form, they suggested, meaning could not be flourished and developed. The present article is going to explore the importance of form and technique using the New Critical strategy of close reading of two poems : one by by William Wordsworth’s poem “It is a Beauteous Evening” and the other "Lohe Goor" (epitaph). Based on Mark Schorer’s article “Technique as Discovery” the form of the poem is analyzed. It is suggested that in these poems meaning is both dependent on form and created by it. Any other form than the one developed by the author could lead to a completely different meaning. The poems are organically held together by pivotal figures which are extended all through the poems controlling and developing the major themes of the poems.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Form
  • Technique
  • New Criticism
  • Meaning
  • Wordsworth
  • Lohe Goor
  • Shamloo
CAPTCHA Image