حافظ و نقد اجتماعی

نوع مقاله: علمی و پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم

2 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم

چکیده

یکی از علت‌های د­لنشینیِ غزلیات حافظ چندصدایی بودن آنهاست. غزل­هایی که گرچه عرفانی­اند، اجتماعی نیز هستند. غزل­های اجتماعی‌ حافظ آمیخته با طنز، حدیث نفس و درد جامعه‌اند. در میان این آمیختگیِ نکات عرفانی و طنز، صدایی رسا شنیده می شود؛ صدایی که منتقدانه و زیرکانه به‌نقد جامعه برخاسته است تا در هیاهوی ادعاهای مدعیان و ستم‌های فرادستان، فریاد انسانیت سر دهد. در این نوشتار نگاه منتقدانۀ حافظ را در چهار عنوان بررسی و با شواهد مربوط تحلیل کرده‌ایم: نقدهای حکومتی، نقد نهادها و مظاهر عقیدتی- اجتماعی، نقد رفتارهای اخلاقی- اجتماعی و نقد صفات شخصی. نتیجۀ تحقیق نشان می‌دهد که حافظ شاعری منتقد و نقّادی تیزبین است؛ نقد‌های حافظ، نقدهایی درونی­اند که بیش از آنکه جامعه را مسئول نواقص اجتماعی بداند، خود انسان را به ایجاد نقص­های اجتماعی متهم می­کند؛ یعنی حافظ نقدهای اجتماعی خود را بیشتر به انسان و رفتار او ـ که نمود و نماد جامعۀ خود است ـ وارد می­کند. او انسان را سازندۀ اجتماع خود می­داند و به همین دلیل جامعه را ـ چه مثبت باشد و چه منفی ـ زاییدۀ نوع رفتار افراد همان جامعه می­داند

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Hafiz And Social Criticism

نویسندگان [English]

  • mahmoud mehravaran 1
  • mehdi ghasemi 2
چکیده [English]

Polyphony is one of the main secret of  Hafiz's poem beauty.At the first glance , ghazaliats seems to be mystical  poems but they are social ones.The social ghazals are combined with humour ،Soliloquy and  his society problem.In the middle of mentioned combination,Hafiz's audible sound can be heard while he criticize his society  smartly ,thereby calling humanities in the uproar of false- sage and wrongdoer .The research studies Hafiz in terms of  four viewes :the criticism of government, religious organization,the current behavior and the personal traits. The result shows Hafiz is a sharp _sighted critic.His criticism is internal that accused humans more than  society for causing social defect.Thus,Hafiz's  criticism pays attention to humans and behavior which are symbols of his society.He belives that human is founder society.For the same reason,  a society ,whether closed or open, is make by people who live in.

کلیدواژه‌ها [English]

  • criticism
  • Social criticism
  • Hafiz
  • Society

 

  1. قرآن کریم.
  2. اسلامی نژاد آرانی، عباس. (1375). اثرپذیری حافظ از قرآن و احادیث. کاشان: مرسل.
  3. اقبال آشتیانی، عباس. (1388). تاریخ مغول. تهران: سپهر ادب.
  4. باقری خلیلی، علی‌اکبر و  کیخا ، موسی. (1387) بررسی انتقادات اخلاقی- اجتماعی در غزلیات حافظ شیرازی. مجله دانشکده علوم انسانی دانشگاه سمنان. 7 (25)، 27-48.
  5. پور نامداریان. تقی. (1382. گمشده لب دریا. تهران: سخن.
  6. ------------. (1385). انسان در جهان­بینی حافظ. سخن عشق. (29)، 32-41.
  7. حاتمی، حافظ. (1386). نقد حافظ بر صوفی. حافظ. (43)،  37-45.
  8. حافظ، خواجه شمس‌الدین. (1375). دیوان حافظ(چاپ دوم). ( تصحیح پرویز ناتل خانلری). تهران: موسسه انتشارات امیرکبیر.
  9. خرمشاهی، بهاءالدین. (1369). حافظ‌نامه (ج 1). تهران: سروش
  10. خرمشاهی، بهاءالدین. (1384).  ذهن و زبان حافظ، ویراست 3،تهران: ناهید.
  11. راوندی، مرتضی. (1345). تاریخ اجتماعی ایران از آغاز تا عصر حاضر. ج 2، تهران: موسسه انتشارات امیرکبیر.
  12. رستگار فسایی. (1367). مقالاتی درباره شعر و زندگی حافظ(ج 1).تهران: جامی.
  13. رئیس دانا، فریبرز. (1383). ریا ستیزی عاشقانۀ حافظ. حافظ. (2)، 14-19.
  14. قاسمی، مهدی. (۱۳۹۳). مقایسۀ نقدهای اجتماعی در آثار سعدی و دیوان حافظ. (پایان‌نامه کارشناسی ارشد). دانشگاه قم، قم، ایران.
  15. مرتضوی، منوچهر. (1383).  مکتب حافظ.تبریز: ستوده.
  16. موحد، محمدعلی. (1370). سفرنامه ابن‌بطوطه (چاپ پنجم). تهران:گوته.
  17. یوسف­پور، محمدکاظم. (1380). نقد صوفی. تهران: روزنه.

 

 

CAPTCHA Image