<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<XML>
		<JOURNAL>
<YEAR>1394</YEAR>
<VOL>5</VOL>
<NO>7</NO>
<MOSALSAL>7</MOSALSAL>
<PAGE_NO>292</PAGE_NO>
<ARTICLES>


				<ARTICLE>
				<TitleF>فصل و وصل از منظر علم معانی و دستور زبان فارسی</TitleF>
				<TitleE>Reflecting the artistic language in the translation of Nahj al Jafar Shahidi
 (With emphasis on the sermon, a first-Wise)</TitleE>
				<TitleLang_ID>1</TitleLang_ID>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>1</Language_ID>
						<CONTENT>چکیده    علم معانی، یکی از شاخه‌های سه­گانه‌ علوم بلاغی به شمار می‌رود که از دیرباز، سخن گفتن بر مقتضای حال و مقام مخاطب وگوینده، موضوع اصلی این علم بوده است. بحث از معنا، علم معانی را در پیوند با علومی چون معنا شناسی قرار می‌دهد، اما آنچه عامل تمایز این دو علم می‌شود، بحث از معنای ثانویه جملات بر اساس مقتضای حال است. اگرچه محور اصلی علم معانی بر این قید استوار است، اما در کتب معانی سنتی، به مباحثی برمی‌خوریم که نه تنها ارتباطی با معنای ثانویه کلام ندارند، بلکه کاملا ًدر حوزه معنا شناسی و دستورزبان قرار می‌گیرند. یکی از مباحثی که علمای بلاغی آن را جزء مهم­ترین بحث معانی به شمار آورده‌اند، بحث فصل و وصل است. ما در این مقاله برآنیم تا این بحث را از دیدگاه معانی ثانویه در علم معانی و دستورزبان بررسی کنیم. در این میان، در ارتباط با این موضوع،به نظریه «متنیت و انسجام» توجه می­کنیم. یافته‌های پژوهش، بیانگر آن است که بحث فصل و وصل، بالذات مختص دستورزبان است که در دستور زبان از آن با عنوان پیوند و وابستگی (لفظی و معنوی) به تفصیل نام برده‌اند. در واقع ذکر این بحث در علم معانی که به جنبه لفظی و معنای زبانی کلام ناظر است، معانی ثانویه ندارد. به عبارت دیگر، جابه­جایی این دو پیوند عامل ایجاد اغراض و یا معانی ثانویه نمی‌شود.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>2</Language_ID>
						<CONTENT>-</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>7</FPAGE>
						<TPAGE>38</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>عباسعلی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>وفایی</Family>
						<NameE>Abbas Ali</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Vafaee</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد زبان و ادبیات فارسی/ دانشگاه علامه طباطبایی</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>استاد زبان و ادبیات فارسی/ دانشگاه علامه</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>a_a_vafaie@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>سمیه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>آقا بابایی</Family>
						<NameE>Somayyeh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Agha babaee</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>علم معانی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>دستورزبان فارسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>فصل و وصل</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>پیوند لفظی و معنوی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>متنیت و انسجام</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع##1. ارسطو. (1371). ریطوریقا. ترجمه دکتر پرخیده ملکی، اقبال. تهران:  1387.##2. احمدی گیوی، حسن و انوری، حسن. (1385). دستور زبان فارسی 2. چاپ بیست وپنجم. تهران: فاطمی.##3. انوری، حسن. پشت دار، علی محمد. (1385). آیین نگارش و ویرایش (1). تهران: انتشارات دانشگاه پیام نور .##4. باطنی، محمدرضا. (1370). توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی. تهران: موسسه انتشارات امیر کبیر.##5. تجلیل، جلیل. (1369). معانی و بیان. تهران: انتشارات نشر دانشگاهی.##6. تفتازانی، سعدالدین. (1372). مختصرالمعانی، انتشارات مصطفوی قم.##7. خانلری، پرویز. (1351). دستورزبان فارسی. تهران: انتشارات بنیاد فرهنگ ایران.##8. خیام پور، عبدالرسول. (1347). دستورزبان فارسی. تبریز: انتشارات کتاب فروشی تهران .##9. رجایی، محمد خلیل. (1360). معالم البلاغه. انتشارات دانشگاه پهلوی.##10. رضانژاد، غلامحسین. (1367). اصول علم بلاغت در زبان فارسی. چاپ اول. تهران: انتشارات الزهراء.##11. سهراب، الیزابت. (1383). پایان نامه­ی کارشناسی ارشد، علم معانی ازدیدگاه زبانشناسی، دانشگاه علامه طباطبایی.##12. شمیسا، سیروس. (1386). معانی. تهران: میترا.##13. شمیسا، سیروس. (1388). سبک شناسی شعر. تهران: میترا .##14. صفوی، کورش. (1390). اززبانشناسی به ادبیات. جلد اول. تهران: انتشارات سوره­ی مهر .##15. صفوی، کورش. (1384). فرهنگ توصیفی ـ معنی شناسی. تهران: فرهنگ معاصر.##16. صفوی، کورش. (1391). آشنایی با زبانشناسی در مطالعات ادب فارسی. تهران: نشر علمی .##17. فرشیدورد، خسرو. (بی تا). دستور امروز، تهران.##18. قریب، عبدالعظیم و دیگران. (1371). دستور زبان فارسی (دستور پنج استاد). به کوشش کیومرث پارسایی. چاپ سوم. تهران: اشراقی.##19. کزازی، میر جلال الدین. (1370). زیبا شناسی سخن فارسی 2، معانی. تهران: نشر مرکز .##20. لازار، ژیلبر. (1389). دستور زبان فارسی معاصر. ترجمه­ی مهستی بحرینی. تهران: هرمس.##21. لطفی پور ساعدی، کاظم، (1362). زبانشناسی و دستورزبان آموزشی. تبریز: نشریه زبان و ادب دانشکده ادبیات و علوم انسانی تبریز. شماره 130.##22. مدرسی، فاطمه. (1386). از واج تا جمله فرهنگ زبانشناسی ـ دستوری، تهران: چاپار .##23. نجفی، ابوالحسن. (1389). غلط ننویسیم. تهران: مرکز انتشارات دانشگاه.##24. همایون فرخ، عبدالرحیم. (1364). دستور جامع زبان فارسی، هفت جلد در یک جلد. تهران: انتشارات مطبوعات علی اکبر علمی.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
				<TitleF>ساختار زبانی سبک خراسانی در قصاید سروش اصفهانی</TitleF>
				<TitleE>Soroush odes language Khorasani style structure in Isfahan</TitleE>
				<TitleLang_ID>1</TitleLang_ID>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>1</Language_ID>
						<CONTENT> میرزا محمّد علی خان  متخلص به سروش  (1228-1285ق)، از شاعران بنام دوره بازگشت ادبی به شمار می­رود که قصایدش تقلیدی از قصیده سرایان نامی دوره غزنوی است، تا آنجا که وی ملقب به فرخی قرن سیزده شده است. نمود واژگانی چون پاداشن، فریشته، آهو (عیب) و ایچ ؛ اصطلاحات دیوانی مثل اقطاع، پرّه، دبّوس و طغرا؛ اصطلاحات و افعال کهن همچون یله کردن، گسیل کردن، ژاژ، سهی، خستن، الفنجیدن و خوشیدن؛ حرف اضافه مضاعف، یای شرط، همی بر سر فعل، اسطوره‌های ایران باستان (جمشید، کیکاووس و کیخسرو)، عرائس شعر (وامق و عذرا، ویس و رامین، لیلی و مجنون و رعد و رباب و... . ) گواه صادقی بر این مطلب است.  لغات جدید در قصاید سروش، مانندکارگاه وصل، آبور و حق­ور، منبرستان و لاله­ستان، مدح­گر و خواهش­گر، لعبت­کده و صورت­کده و نیز  انبوه لغات عربی، عدم تسلط به قواعد صرف و نحو زبان فارسی، ناهماهنگی در نحو جملات، کاربرد اصطلاحات علمی و آیات و احادیث و روایات  فراوان، نشان دهنده این است که او صرفا&quot; از سبک خراسانی تقلید نکرده است.  این مقاله، به نقد و تحلیل قصاید سروش اصفهانی از دیدگاه سبک­شناسی زبانی پرداخته و جایگاه او را در سبک دوره بازگشت مشخص ساخته است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>2</Language_ID>
						<CONTENT>-</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>39</FPAGE>
						<TPAGE>76</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>محمدرضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>نجاریان</Family>
						<NameE>Mohammad Reza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Najarian</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی/ دانشگاه یزد</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی/ دانشگاه یزد</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>reza_najjarian@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>فاطمه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>عابدینی</Family>
						<NameE>Fatemh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Abedini</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی کارشناسی ارشد/ دانشگاه یزد</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>دانشجوی کارشناسی ارشد/ دانشگاه یزد</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>سروش اصفهانی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>سبک خراسانی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>عناصر زبانی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شعر دوره بازگشت</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>کتاب­ها##آرین پور، یحیی. (1382). از صبا تا نیما، چاپ هشتم، تهران: زوار.##انوری، حسن .(1335). اصطلاحات دیوانی دوره غزنوی و سلجوقی، تهران: انتشارات کتابخانه‌ی طهوری.##بهار، محمد تقی .(1384).  سبک شناسی، چاپ هشتم، تهران: امیر کبیر.##حمیدی شیرازی، مهدی .(1364).  شعر در عصر قاجار، تهران: گنج کتاب .##خاتمی،  احمد .(1374). پژوهشی در نظم و نثر دوره‌ی بازگشت ادبی، تهران: پایا.##دهخدا، علی اکبر.(1373). لغت نامه دهخدا، تهران: انتشارات دانشگاه.##زنجانی، محمود .(1372). فرهنگ جامع شاهنامه، تهران: عطایی.##سروش اصفهانی .(1340). دیوان اشعار، به کوشش محمد جعفر محجوب، تهران: امیر کبیر.##شمس لنگرودی، محمد.(1372). مکتب بازگشت، تهران: مرکز.##شمیسا، سیروس .(1374). سبک شناسی شعر، تهران: فردوس.##... ... ... ... ... ... .(1380). کلیات سبک شناسی، تهران: فردوس.##علوی مقدم، مهیار.(1377). نظریه‌های نقد ادبی معاصر، تهران: انتشارات سمت.##غلامرضایی، محمد .(1371). سبک شناسی شعر پارسی، تهران: جامی.##گلبن، محمد.(1355). بهار و ادب فارسی، ج اول، تهران: کتاب‌ها جیبی.##محجوب، محمد جعفر.(1345). سبک خراسانی در شعر فارسی، تهران: فردوسی.##معین، محمد .(1371). فرهنگ معین، تهران: امیر کبیر.##ناتل خانلری، پرویز.(1369). تاریخ زبان فارسی، تهران: بنیاد فرهنگ ایران.##__________ . (1373). دستور تاریخی زبان فارسی، به کوشش عفت مستشار نیا، تهران: توس.##هدایت، رضا قلی خان .(1382). به کوشش مظاهر صفا، چاپ دوم، تهران: امیر کبیر.##پایان نامه## 1 .آقا محمدی، علی.(1382). “نقد و تحلیل کلیات سروش اصفهانی، پایان نامه کارشناسی ارشد، به راهنمایی سید جمال الدین مرتضوی، دانشگاه یزد.##مقالات                                                                 ## 1. ناصری، حسن سادات. (1343). «بازگشت ادبی»مجلّه یغما، شماره نهم، سال هفدهم، صص 430- 424.##2. همایی، جلال الدین. (1327). «سروش اصفهانی»، مندرج در مجله یغما، شماره سوم، سال اول، صص140- 133.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
				<TitleF>بررسی ایجاز در زبان طرح</TitleF>
				<TitleE>Brevity in language study plan</TitleE>
				<TitleLang_ID>1</TitleLang_ID>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>1</Language_ID>
						<CONTENT>شعر طرح، ایجاز زمانة ماست و از زیر­مجموعه­های شعر کوتاه به شمار می­رود، اما با وجود کوتاهی، قابلیت دربرگیری تمامی دغدغه­های انسان معاصر را داراست. حال اگر در این نوع شعر موجز، ذهنی توانمند و قلمی کارآمد، با گزینش کمترین واژگان و چینش هوشمندانة آن­ها، بیشترین معانی را به نمایش بگذارد و به اصطلاح بلاغیون به &quot;ایجاز&quot; دست یابد، شگفتی­ای با عنوان &quot;ایجاز در ایجاز&quot; آفریده است که از نظر نگارندگان، اوج هنر کلامی در شعر مدرن انسان معاصر به شمار می‌آید و دست­یابی بر چنین شگردی، با توجه به فرم ویژة شعر طرح، اهمیتی به مراتب فزون­تر می­یابد.        در پژوهش پیش­رو، کوششی در جهت نمایاندن کارکرد ایجاز در زبان طرح صورت گرفته است و برای دست­یابی بر این مهم، نگارندگان، تمامی نمونه­های موفق مکتوب مرتبط با موضوع مورد بحث را به صورت جستجوی کتابخانه­ای، از نظر گذرانده و به تبیین علمی و کاربردی انواع مختلف ایجاز در شعر طرح پرداخته­اند.        یافته­های مقالة حاضر، نشان دهندة اهمیت فوق­العادة ایجاز در شعر کوتاه- به طور اعم- و شعر طرح- به طور اخص- است. شعر طرح با فرم و ساختار کوتاه و ویژة خود، فرصت چندانی در اختیار شاعر قرار نمی­دهد؛ بنابراین اگر شاعر معاصر خواهان نمایاندن تمامی جوانب زندگی انسان معاصر برای مخاطبان جدی شعر، در راه روشن و ساختار دلخواه شعر طرح باشد، تنها گزینش زبانی موجز و بیانی رعدآسا و تأثیرگذار و بهره­گیری از صنعت ایجاز به بهترین شکل ممکن، تضمینی بر موفقیت او به شمار می­رود.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>2</Language_ID>
						<CONTENT>-</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>77</FPAGE>
						<TPAGE>100</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>شیرزاد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>طایفی</Family>
						<NameE>Shirzad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Tayefi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>سپیده</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>محمدی خواه</Family>
						<NameE>Sepideh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mohammadi khah</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شعر طرح</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شعر معاصر</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ایجاز قصر</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ایجاز حذف</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ایجاز مفهومی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ایجاز تصویری</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>کتاب­ها##پاشایی، ع .(1377). انگشت و ماه (خوانش نه شعر احمد شاملو). تهران: نگاه، چ اول.##حسن­لی، کاووس .(1386). گونه­های نوآوری در شعر معاصر ایران. تهران: ثالث، چ دوم.##حق­وردیان، فاطمه .(1387). &quot;من زندان توأم&quot; یونس. تهران: فرهنگ ایلیا، چ اول.##داد، سیما.(1385). فرهنگ اصطلاحات ادبی (واژه­نامة مفاهیم و اصطلاحات ادبی فارسی و اروپایی به شیوة تطبیقی و توضیحی). تهران: مروارید، چ سوم.##شاملو، احمد .(1382). مجموعة آثار (دفتر یکم: شعرها). تهران: نگاه، چ چهارم.##شفیعی کدکنی، محمدرضا .(1376). موسیقی شعر. تهران: آگه، چ پنجم.##شکارسری، حمیدرضا.(1390). زایشمرگ­های متن. تهران: فصل پنجم، چ اول.##شمیسا، سیروس .(1384). معانی. تهران: میترا، ویرایش دوم.##شهبازی، نسترن .(1390). مجموعة شعر طرح. برندة جشنوارة خوارزمی.##10.علی­­پور، مصطفی.(1387). ساختار زبان شعر امروز (پژوهشی در واژگان و ساخت زبان شعر معاصر). تهران: فردوس، چ سوم.##11.فلکی، محمود .(1378). سلوک شعر. تهران: محیط، چ اول.##12.محمودی، سهیل .(1388). بهار، ادامه­ی پیراهن توست. تهران: ثالث، چ اول.##13.مظاهری، مهدی .(1389). پل رومی. تهران: فصل پنجم، چ اول.##14.نوذری، سیروس .(1379). آه تا ماه. نوید شیراز، چ اول.##15.یوشیج، نیما .(1363). حرف­های همسایه. تهران: دنیا، چ پنجم.##مقاله­ها##16.اکسیر، اکبر.(1390). &quot;شعر کوتاه بهترین قالب است&quot;. نشریة روزگار. مورخ: 1/6/1390. ص 1.##17.پوررستم، شهرام .(1389). &quot;ایجاز و اقتصاد کلمه در شعر امروز&quot;. نشریة اطلاعات (ضمیمه). شمارة نشریه: 24797. ص 1.##18.خرمشاهی، بهاءالدین .(1388). &quot;شعر در ذات خویش کوتاه است: نقد و بررسی دفتر شعر هایکوها از یک پدر و مادرند سرودة سیدرضا علوی&quot;. نشریة اعتماد ملی. مورخ: 1/5/1388. ص 1.##19.رحیمیان، جلال و رهبر، اسماعیل (بهار 1385- پیاپی 46). &quot;تأثیر ایجاز و اختصار در خواندن و درک مطلب در زبان فارسی&quot;. مجلۀ علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز (ویژه­نامۀ زبان انگلیسی و زبان شناسی). دورۀ بیست و سوم. شمارۀ اول. صص 1- 12.##20.روشنی، سجاد (روزنامه­نگار) (1390). &quot;ضرورت ایجاز← دربارة &quot;روزی که برف سرخ ببارد&quot; به کوشش شمس لنگرودی&quot;. نشریة روزگار. مورخ: 21/2/1390.##21.صالحی، سیدعلی (1390). &quot;ارزیابی &quot;سیدعلی صالحی&quot; از جریان­های ادبی معاصر؛ آیندۀ شعر کوتاه محشر است&quot;. نشریۀ ابتکار. مورخ: 6/6/1390. ص 1.##22.کاکایی، عبدالجبّار (1389). &quot;نگاهی به مجموعه شعر &quot;بلبل و بولدزر عاشق&quot;، سرودۀ ابراهیم اکبری دیزگاه ← شعر کوتاه، شعر تصویر&quot;. نشریۀ اطلاعات (ضمیمه). شمارۀ نشریه: 23987. ص 2.##23.نشریات:##24.گیلوا. پاییز و آبان(1382).##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
				<TitleF>نگاهی به هنجارگریزی در شعر نیما</TitleF>
				<TitleE>Take the deviation in poetry Nima</TitleE>
				<TitleLang_ID>1</TitleLang_ID>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>1</Language_ID>
						<CONTENT>پیام­های بسیاری در ادبیات، وجود دارد که قواعدصرفی و نحوی را در زبان مخدوش می­سازد. شکستن یا گذر از این قواعد، مخاطب را متوجه­ پیام جدیدی می­سازد. زبان ادبی معمولاً به طور آگاهانه و عمدی­، از هر قاعده­ای فراتر می­رود و به این اعتبار، شاید بتوان ادبیات را به معنای گریز از اقتدار زبان و انقلاب مداوم زبان خواند و شعر را گذر از یک معنا به معناهای بی­شمار. از طریق هنجارگریزی درمی­یابیم، شاعر با استفاده از این شگردها و فنون، چه اندازه در ایجاد حس و حال تازه، انسجام بیش­تر بخشیدن به شعر، نظام­مندسازی بهتر آن، تقویت بعد موسیقایی و تأثیرگذاری عمیق­تر آن موفق بوده است.  فراهنجاری دستوری، هنجارگریزی، نحوستیزی، کژتابی، عدول از هنجار و برجسته­سازی، اصطلاحاتی است که طی چند دهه­ اخیر به محافل ادبی و متون نقد ادبی راه یافته است. مقاله حاضر، نگاهی دارد به انواع هنجارگریزی در 23 شعر نیمایوشیج و بر آن است که با تعریف این اصطلاحات و ارائه نمونه­ها و مصداق­های عینی از اشعار این شاعر صاحب­سبک ایران، کارکردهای این پدیده را به شیوه­ای توصیفی - تحلیلی نشان دهد و میزان خلاقیت شاعر را در آفرینش­های زبانی بررسی نماید.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>2</Language_ID>
						<CONTENT>-</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>101</FPAGE>
						<TPAGE>124</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>یدالله</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>بهمنی مطلق</Family>
						<NameE>Yadollah</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Bahmani Motlagh</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار زبان و ادبیات فارسی/دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>دانشیار زبان و ادبیات فارسی/دانشگاه تربیت</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>مریم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>سیوندی</Family>
						<NameE>Maryam</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Sivandi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی/دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی/دانشگاه</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نیما یوشیج</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>هنجارگریزی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>صورت گرایی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>قاعده افزایی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع##1)    اخوان­ثالث، مهدی. (1376). عطا و لقای نیما­یوشیج، چاپ سوم، تهران، انتشارات زمستان.##2)    پورنامداریان، تقی. (1377). خانه ام ابری است. چاپ اول. تهران: انتشارات سروش.##3)    - - - - - - - - - - - - . (1381). خانه ام ابری است، تهران، نشر فردوس، چاپ دوم.##4)    ترابی، ضیاءالدین. (1377). نیمایی دیگر. چاپ دوم, تهران, نشر آذین و نشر دنیای نو.##5)    - - - - - - - - - - - - . (1381). فرم و ساختار در شعر نیما. نشریه ادبی شوکران، تهران، اردیبهشت و خرداد 81، ش 1، صص 15 و 16.##6)    سجودی، فرزان. (1378). درآمدی بر نشانه­شناسی شعر, مجله­ی شعر, شماره 26.##7)    سنگری، محمدرضا. (1386). پرسه در سایه­ی خورشید. چاپ اول, تهران, نشر لوح زرّین.##8)    شعیری، حمید رضا. (1391). مبانی معناشناسی نوین. چاپ سوم, تهران, انتشارات سمت.##9)    شفیعی کدکنی، محمدرضا، (1386). موسیقی شعر. چاپ دهم، تهران, آگاه##10) صفوی، کوروش. (1383). از زبانشناسی به ادبیات. ج1 نظم. چاپ سوم. تهران سوره مهر.##11) مقدادی، بهرام، هنجار گریزی در هنر و ادبیات، نشریه‌ی کلک، ش 148.##12) موکارفسکی، یان. (1371). زبان معیار و زبان شعر، ترجمه­ی احمد اخوت، اصفهان، کتاب شعر، جلد 2.##13) میرصادقی، میمنت. (1376). واژه­نامه­ی هنر شاعری، چاپ دوم، کتاب مهناز، تهران##14) یوشیج، نیما. (1375). درباره­ی شعر و شاعری. تهران، انتشارات دفترهای زمانه.##15) - - - - - - - - - - - . (1370). مجموعه­ی کامل اشعار (تدوین سیروس طاهباز)، چاپ اول، تهران، نشر چشمه.##16) - - - - - - - - - - - . (1389). مجموعه­ی کامل اشعار (به کوشش سیروس طاهباز) , انتشارات نگاه، تهران، چاپ دهم.##17) ... ... ... ... ... ... ... ... (1368). درباره­ی شعر و شاعری (از مجموعه آثار نیما­یوشیج). به کوشش سیروس طاهباز، چاپ اول دفترهای زمانه تهران.##18)  Barthes Roland, (1964) , ,Writing Degree , Zero. Translated by Annete and Colin, Britain Press##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
				<TitleF>هنجارگریزی معنایی در داستان های بیژن نجدی</TitleF>
				<TitleE>Bijan Najdi semantic deviation stories</TitleE>
				<TitleLang_ID>1</TitleLang_ID>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>1</Language_ID>
						<CONTENT>هنجارگریزی معنایی، یکی از شیوه‌هایی است که شاعران و نویسندگان، با بهره‌گیری به­جا و هنرمندانه از آن، سطح ادبی آثارشان را ارتقا می‌بخشند. بیژن نجدی از جمله نویسندگانی است که در ساخت و پرداخت داستان­های خود، تمایل زیادی به استفاده از این شیوه داشته است. از آن­جا که هنجارگریزی معنایی بیشتر خاص شعر است، بهره‌گیری از آن در آثار منثور، زبان این آثار را شعرگونه می‌نماید. فرضیة پژوهش حاضر آن است که یکی از مهم‌ترین عواملی که زبان داستان­های نجدی را از منطق عادی گفتار خارج کرده و آن را به سوی زبان شاعرانه سوق داده، نمود انواع هنجارگریزی معنایی در این داستان­هاست. به منظور اثبات فرضیة پژوهش، انواع هنجارگریزی معنایی در داستان­های نجدی با استفاده از شیوة استقرایی مشخص و پربسامدترین و مؤثرترین آن­ها ـ از حیث شاعرانه ساختن زبان داستان­های نجدی ـ بررسی شده است. نتیجة پژوهش بیان­گر آن است که از بین انواع ترفندهای ادبی که در چهارچوب هنجارگریزی معنایی قرار دارد تشبیه، تشخیص، مجاز، حس‌آمیزی، بزرگ‌نمایی و متناقض‌نما، بیش­ترین نقش را در شاعرانه ساختن زبان داستان­های نجدی داشته است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>2</Language_ID>
						<CONTENT>-</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>125</FPAGE>
						<TPAGE>146</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>فاطمه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>سلطانی</Family>
						<NameE>Fatemeh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Soltani</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دکترای زبان و ادبیات دانشگاه اراک</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>دکترای زبان و ادبیات دانشگاه اراک</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>طاهره</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>میرهاشمی</Family>
						<NameE>Tahereh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mir Hashemi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دکترای زبان و ادبیات فارسی/ دانشگاه اراک</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>دکترای زبان و ادبیات فارسی/ دانشگاه اراک</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>بیژن نجدی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>داستان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>برجسته‌سازی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>هنجارگریزی معنایی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع##1. ایگلتون، تری. (1386). نظریة ادبی، ترجمة عباس مخبر، تهران: مرکز.##2. برتنس، هانس. (1387). مبانی نظریة ادبی، ترجمة محمدرضا ابوالقاسمی، تهران: ماهی.##3. خبّازها، رضا. (1389). «ساخت‌های بلاغی مرکب و کاربرد آن­ها در تخلص به مدح»، ادب‌پژوهی، سال4، شمارة 14، صص 111ـ130.##4. رستمی، فرشته. (1387). «خوانشی نقادانه از تصویرها در داستان‌های بیژن نجدی»، پژوهشهای ادبی، سال 5، شماره 19، صص45ـ70.##5. روزبه، محمدرضا. (1388). ادبیات معاصر ایران (نثر)، تهران: روزگار.##6. شفیعی کدکنی، محمد رضا. (1372). صور خیال در شعر فارسی، تهران: آگاه.##7. شمیسا، سیروس. (1372). بیان، تهران: فردوس.##8. ـــــــــــــــ. (1374). بیان و معانی، تهران: فردوس.##9. صفوی، کوروش. (1381). «هنجار‌گریزی»، فرهنگنامة ادبی فارسی، جلد2، به سرپرستی حسن انوشه، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، صص1445ـ1446.##10. ـــــــــــــ. (1383). از زبان شناسی به ادبیات، جلد1و2، تهران: سوره مهر.##11. عمران‌پور، محمدرضا. (1386). “اهمیت عناصر و ویژگی‌های ساختاری واژه در گزینش واژگان شعر»، گوهر گویا، سال 1، شمارة 1، صص153ـ180.##12. گرین، ویلفرد. (1385). مبانی نقد ادبی، ترجمة فرزانة طاهری، تهران: نیلوفر.##13. مکاریک، ایرناریما. (1385). دانش­نامة نظریه­های ادبی معاصر، ترجمة مهران مهاجر و محمد نبوی،##تهران: آگه.##14. نجدی، بیژن. (1383). داستان‌های ناتمام، تهران، مرکز.##15. ــــــــــ. (1388). دوباره از همان خیابان‌ها، تهران: مرکز.##16. ــــــــــ. (1389).  یوزپلنگانی که با من دویده‌اند، تهران: مرکز.##17. وحیدیان کامیار، تقی. (1379). بدیع، تهران‌: دوستان.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
				<TitleF>بررسی نماد در دیوان ناصرخسرو</TitleF>
				<TitleE>Check symbol on his Divan Naser Khosrow</TitleE>
				<TitleLang_ID>1</TitleLang_ID>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>1</Language_ID>
						<CONTENT>اشعار ناصرخسرو از جنبه­های گوناگون قابل بررسی است و هدف در این پژوهش،  بررسی نماد در شعر این شاعر است.  ابتدا نمادهای به کار رفته در دیوان وی، از جهت خاستگاه  بررسی و سپس انسانی یا فرارونده بودن آ­­­­ن­ها مشخص شده است. نمادهای به کار رفته در دیوان ناصرخسرو، از نوع نمادهای انسانی هستند و خاستگاه آن­ها طبیعت (درختان) و جاندارانی مانند  پرندگان و حیوانات، شخصیت­های تاریخی و مذهبی، موجودات افسانه­ای و اسطوره­ای و صور فلکی است. ناصرخسرو برای بیان مفاهیم سیاسی و دینی، از زبان نمادین استفاده کرده وگذشته از باطنی­گرایی، برجسته کردن موضوع، نقش مهمی در استفاده از زبان نمادین در شعر وی دارد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>2</Language_ID>
						<CONTENT>-</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>147</FPAGE>
						<TPAGE>180</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>جهانگیر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>صفری</Family>
						<NameE>Jahangir</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Safari</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی/ دانشگاه شهرکرد</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی/ دانشگاه</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>ابراهیم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>ظاهری عبدوند</Family>
						<NameE>Ebrahim</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Zaheri Abdvand</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی/ دانشگاه شهرکرد</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی/ دانشگاه</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ناصرخسرو</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نماد</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تأویل گرایی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مفاهیم اسطوره ای</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>طبیعت</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع##1. قرآن##2. آقاحسینی، حسین و خسروی، اشرف، 1389، «نماد  جایگاه آن در بلاغت فارسی»، بوستان ادب، دوره دوم، شماره دوم.##3. آقاحسینی، حسین و جمالی، فاطمه، 1384، بررسی و تحلیل بازتاب هدهد در ادب فارسی، مجله دانشکده و ادبیات علوم انسانی دانشگاه اصفهان.##4. آقانوری، علی، 1381، اسماعیلیه و باطنی­گری، اسماعیلیه (مجموعه مقالات)، چاپ اول، قم، نشر مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب.##5 . اسلامی ندوشن، محمد علی، 1383، از رودکی تا بهار، جلد اول، چاپ اول، تهران، نغمه زندگی.##6. پورنامداریان، تقی، 1377، خانه ام ابری است: شعر نیما از سنت تا تجدد، چاپ اول، تهران، سروش.##7. تاجدینی، علی، 1383، فرهنگ نمادها و نشانه­ها در اندیشه­ی مولانا، چاپ اول، تهران، سروش.##8- ثروت، منصور، 1385، آشنایی با مکتب­های ادبی، چاپ اول، تهران، سخن.##9. جابز، گروترود، 1370، سمبول­ها، ترجمه محمد رضا بقا پور، تهران، مترجم.##10. چدویک، چارلز، 1375، سمبولیسم، ترجمه مهدی سحابی، چاپ اول، تهران، نشر مرکز.##11. حمیدیان، سعید، 1381، داستان دگردیسی، چاپ اول، تهران، انتشارات نیلوفر.##12. داد، سیما، 1385، فرهنگ اصطلاحات ادبی، چاپ سوم، تهران، مروارید.##13. ستاری، جلال، 1376، رمز اندیشی و هنر قدسی، تهران، مرکز.##14.  شفیعی کدکنی، محمدرضا، 1383، صور خیال در شعر فارسی، چاپ نهم، تهران، آگاه.##15. ـــــــــــــــــــ، ــــــــــــــ، 1386، زمینه ی اجتماعی شعر فارسی، چاپ اول، تهران، اختران.##16. شوالیه، ژان، گربران، آلن، 1378، فرهنگ نمادها، ترجمه سودابه فضایلی، تهران، انتشارات جیحون.##17. شمسیا، سیروس، 1386، سبک شناسی شعر، چاپ سوم، تهران، نشر میترا.##18. ـــــــ ، ـــــــ ، 1387، بیان، چاپ سوم، تهران، نشر میترا.##19. صفا، ذبیح الله، 1384، حماسه سرایی در ایران، چاپ هفتم، تهران، امیرکبیر.##20. ــــ ، ـــــــــ، 1384، تاریخ ادبیات ایران، ج1و2، چاپ بیست و سوم، تهران، ققنوس.##21. عطار، فریدالدین محمد، 1388، منطق الطیر، تصحیح شفیعی کدکنی، چاپ هفتم، تهران، انتشارات سخن.##22. غلامرضایی، محمد، 1387، سی قصیده‌ی ناصرخسرو، چاپ پنجم، تهران، جامی.##23. فتوحی رود معجنی، محمود، 1385، بلاغت تصویر، چاپ اول، تهران، سخن.##24. ـــــــــــــــــ ، ــــــ، 1390، سبک شناسی نظریه­ها، رویکردها و روش­ها، چاپ اول، تهران، سخن.##25. کزازی، جلال الدین، 1376، پرنیان پندار (جستارهایی در ادب و فرهنگ ایران)، چاپ اول، تهران، انتشارات روزنه.##26. محقق، مهدی، 1379، شرح سی قصیده از ناصرخسرو، چاپ نهم، تهران، انتشارات توس.##27. ـــــــ ، ـــــــ، 1382، اسماعیلیه، چاپ اول، تهران، انتشارات اساطیر.##28. ناصرخسرو، 1384، دیوان اشعار، تصحیح مجتبی مینوی و مهدی محقق، چاپ ششم، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.##29. ـــــــــــ ، 1348، وجه دین، چاپ دوم، تهران، کتابخانه ی طهوری.##30. یاحقی، محمد جعفر، 1369، فرهنگ اساطیر و اشارات در ادبیات فارسی، چاپ اول، تهران، سروش.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
				<TitleF>نقد و تحلیل رمان «چراغ ها را من خاموش می کنم» از منظر زبان و جنسیت</TitleF>
				<TitleE>Review and analysis of the novel &quot;I turned the lights on&quot; in terms of language and gender</TitleE>
				<TitleLang_ID>1</TitleLang_ID>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>1</Language_ID>
						<CONTENT>بررسی و تحلیل آثار ادبی از منظر زبان و جنسیت در زبان فارسی، موضوعی نسبتاً تازه است که به تحقیق و پژوهش نیاز بسیار دارد. اولین نظریه­ها را در این مبحث «رابین لیکاف» در مقاله­ی­ مشهور خود با عنوان «زبان و موقعیّت زن» مطرح کرد که تحول شگرفی در مطالعات زبان­شناسی اجتماعی ایجاد کرد، او برای اولین بار اعلام کرد زبان زنان با زبان مردان متفاوت است. مجموع نظریاتش بیشتر حاکی از تسلط زبان مردانه بر زبان بود. در ایران ورود زنان به فضاهای اجتماعی و فرهنگی سابقه چندانی ندارد. با توجه به اینکه در گذشته زنان را مخاطب و خواننده آثار ادبی نمی­دانستند و بیشتر مردان برای مردان می­نوشتند و بهترین زبان را نیز زبان مردانه می­دانستند، باید دید اکنون که آنان فرصت ورود به میدان نویسندگی را یافته و آثار برجسته­ای نیز از خود بر جا گذاشته­اند، آیا توانسته­ا­ند زبانی مناسب جنسیت قهرمانان خود ایجاد کنند؟ زویا پیرزاد یکی از نویسندگان زن معاصر است که با خلق چند اثر داستانی به­ویژه رمان «چراغ­ها را من خاموش می­کنم» جایگاه مطلوبی در ادبیات داستانی معاصر در میان نویسندگان احراز نموده و جوایز بهترین رمان سال پکا، بهترین رمان سال بنیاد هوشنگ گلشیری، کتاب سال وزارت ارشاد جمهوری اسلامی و... را به خود اختصاص داده است. بنا به موقعیت و جایگاه ویژه این نویسنده و رمان معروفش در بین داستان­نویسان معاصر، بر آن شدیم با پژوهشی این رمان، مکالمات قهرمانان را از حیث زبان و جنسیت بررسی کرده، میزان موفقیت نویسنده را از این منظر ارزیابی نماییم. نتایج به دست آمده نشان می­دهد نویسنده در بسیاری از موارد موفق و از حیث پرداختن به موضوعات خاص جنسیت­ها فراتر از هنجارهای زبان­شناسی عمل کرده ، لیکن در پاره­ای از موارد به­ویژه رنگواژه­ها ناموفق بوده است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>2</Language_ID>
						<CONTENT>Abstract The review and analysis of Persian literary works in terms of their language and gender is a relatively new issue which needs extensive research. The first theories on the issue were proposed by Robin Lakoff in his famous article &quot;language and woman&#039;s place&quot; which made a great development in sociolinguistic studies. For the first time, he proclaimed that men&#039;s language is different from that of women. His theories mostly suggested that manly tone dominates the language. In Iran, women&#039;s entrance into social and cultural atmospheres is of little record. Regarding the fact that women were not regarded the audience and readers of literary works, that men mostly wrote for men and manly language was regarded the best one in the past, we should wait to see whether women can create a language proper to the gender of their protagonists at the time when they have found an opportunity to enter into the field of writing novels and have written great novels so far. Zoya Pirzad is a contemporary female novelist who has attained a proper position among other novelists and received the rewards of PEKA (Institute for distribution of Iran&#039;s books) and Hooshang Golshiri Foundation for her novel as the best novel of the year and the reward of the book of the year from Ministry of Culture and Islamic Guidance etc. for writing some novels, particularly the novel &quot;I will turn off the light&quot;.  Due to the position of this female novelist and her famous novel among contemporary novelists, the present paper seeks to review the aforementioned novel and study the dialogs of its protagonists in terms of language and gender in order to evaluate her success in this regard. The results show that she has been successful in many cases and has gone beyond linguistic norms in terms of dealing with issues specific to genders. However, she has failed in some cases, particularly in dealing with colors.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>181</FPAGE>
						<TPAGE>212</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>ملاحت</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>نجفی عرب</Family>
						<NameE>Malahat</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Najafi Arab</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دکتری زبان و ادبیات فارسی</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>دکتری زبان و ادبیات فارسی</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>زویا پیرزاد</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نقد و تحلیل</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>زبان و جنسیت</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>چراغ ها را من خاموش می کنم</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع##احسان عباس، عبدالحمید بن یحی الکاتب .(1998). ما تبقی من رسائله، دارالشروق، عمان، اردن.##ارباب، سپیده،  بررسی و طبقه­بندی دشواژه­های رایج فارسی در تداول عامه، نشریه پژوهش­های زبان­شناسی تطبیقی، سال دوم، شماره 4، پاییز و زمستان 91، صص 107- 124، 1391ش.##پاک­نهاد جبروتی، مریم. (1381). فرادستی و فرودستی در زبان. تهران: گام نو.##پیر زاد، زویا.(1390). چراغ­ها را من خاموش میکنم، تهران، چاپ چهلم، نشر مرکز.##ترادگیل، پیتر (1376). زبان شناسی اجتماعی، درآمدی بر زبان و جامعه. محمد طباطبایی (مترجم). تهران: آگه.##جان­نژاد، محسن.(1380). زبان و جنسیت: پژوهشی زبان­شناختی اجتماعی تفاوت­های زبانی میان گویشوران مرد و زن ایرانی در تعامل مکالمه­ای. پایان­نامه­ دکترا، دانشگاه تهران.##سلدن، رامان، پیتر ویدوسون.(1377)، راهنمای نظریه ادبی معاصر، ترجمه عباس مخبر، نشر طرح نو، تهران، چاپ دوم، ویرایش سوم.##فارسیان، محمدرضا.(1378). جنسیت در واژگان. پایان­نانه­ی کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران.##فرخزاد، پوران.(1381). کارنمای زنان کارای ایران از دیروز تا امروز، تهران، نشر قطره.##10. محمدی اصل، عباس .(1388). جنسیت و زبان­شناسی اجتماعی. تهران: گل­آذین.##11. مدرسی، یحیی .(1368). درآمدی بر جامعه­شناسی زبان. تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.##12. نوشین­فر، ویدا .(1381). زبان و جنسیت. مجله­ی دانشکده­ ادبیات و علوم انسانی بیرجند، 2. 181- 188.##Ghafar Samar, R. , &amp; Alibakhshi, G. (2007). The Gender Linked Differences in the Use of Linguistic Strategies in Face- to- face Communication. Linguistics Journal, 3, 59- 71.##Khosronejad, A. (2007). The Role of Gender on Content Analysis of English and Persian Short Stories. PhD diss. ,Trbiat Moallem Univ.##Nemati, A. , &amp; Bayer, J. (2007). Gender differences in the use of linguistic forms in the speech of men and women- A comparative study of Persian and English. Glossa, (3) 1, 185- 201.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
				<TitleF>هنر ادبی و ادبیات هنری</TitleF>
				<TitleE>Literary Art and Art Literature</TitleE>
				<TitleLang_ID>1</TitleLang_ID>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>1</Language_ID>
						<CONTENT>     هنر و ادبیات، دو شکل از آفرینش است که از دیدگاه زیبایی­شناسی به هم پیوسته­اند. هنر گاهی شکل زیباشناسانه­ خود را تغییر می­دهد که این تغییر شکل می­تواند از راه بازسازی زبان، فهم و دریافت صورت گیرد.  در نگرشی می­توان ادبیات را هنر نامید، وقتی اثر ادبی ویژگی­های منحصر به فرد اثر هنری را با خود دارد، یعنی اثری که خلق شده و تکرارناپذیر است؛ چرا که ادبیات و هنـر بیانـگر احساس و عواطف هنرمند است و احساس و عاطفه پدیده­ای است که آن را به راحتی نمی­توان بازگو و تکرار نمود. آفرینش هنری نوعی الهام است که با عقل و منطق درک نمی­شود.      می­توان گفت که زیبایی و جمال در هنرها یکسان است و هنر نقاشی، موسیقی و شعر رابطه­ای نزدیک دارند؛ زیرا از روح انسان سرچشمه می­گیرند و با ماده چندان ارتباطی ندارند. این پژوهش نیز به بررسی ارتباط و اثرپذیری متقابل ادبیات و هنر پرداخته است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>2</Language_ID>
						<CONTENT>Abstract      Art and literature are two ways of creation, which are interrelated from an aesthetic point of view. Art sometimes alters its aesthetic form, which can be done through reconstruction of language, understanding and perception.      From a point of view, literature can be called art when a literary work has the unique features of an artistic work, that is, a work has been created and is not repeatable, because literature and art express an artist&#039;s feelings and affections which cannot easily be restated and repeated. Artistic creation is a kind of inspiration which is not understood by reason and logic. It can be said that beauty is the same in different arts; and painting, music and poetry are closely related because they originate from man&#039;s soul and are not so much related to material. The present paper investigates the interrelationship and mutual influence of literature and art.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>213</FPAGE>
						<TPAGE>232</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>منیر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>عسگر نژاد</Family>
						<NameE>Munir</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>ASgr nzhad</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دکترای زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران مرکز</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>دکترای زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>محمدعلی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>گذشتی</Family>
						<NameE>Muhammad Ali</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Gozashti</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران مرکز، استاد راهنمای رساله</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ادبیات</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>هنر</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نقاشی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>زیبایی شناسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>آفرینش</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع:##آیت­اللهی، حبیب­الله، مجموعه مقالات همایش طبیعت در هنر مشرق.(1388). به کوشش منیژه لنگرانی، جلد اول، چاپ اول، تهران: فرهنگستان هنر.##ب‍رت‌، ری‍م‍ون‍د لارن‍س‌، تخیل.(1379).ت‍رج‍م‍ه‌ م‍س‍ع‍ود ج‍ع‍ف‍ری‌ج‍زی‌، نشر مرکز.##دانشور، سیمین، علم‌الجمال و جمال در ادب فارسی.(1389).بازنگری و تدوین مسعود جعفری، تهران‏: نشر قطره.##فردوسی، ش‍اه‍ن‍ام‍ه‌ (ب‍ر اس‍اس‌ چ‍اپ‌ م‍س‍ک‍و) .(1382). ب‍ه‌ ک‍وش‍ش‌ سعید حمیدی‍ان‌، چاپ پنجم، تهران: قطره. کروچه، بندتو، کلیات زیبایی­شناسی.(1350).ترجمه فؤاد روحانی، تهران: نشر کتاب.##کفافی، محمد عبدالسلام، ادبیات تطبیقی (پژوهشی در باب نظریه ادبیات و شعر روایی) .(1382).ترجمه حسین سیدی، م‍ش‍ه‍د: ب‍ه‌ن‍ش‍ر.##گلستان سعدی.(1387). تصحیح و توضیح: غلامحسین یوسفی، تهران: خوارزمی، چاپ هشتم.##ناصر خسرو، سفرنامه.(1335).به کوشش محمد دبیر سیاقی، تهران: زوار.##نصر، سید حسین، هنر و معنویت اسلامی.(1375). ترجمه رحیم قاسمیان، تهران: انتشارات دفتر مطالعات دینی.##نصر، حسین، عالم خیال و مفهوم فضا در مینیاتور ایرانی.(1386). جاودان خرد: مجموعه مقاالت دکتر حسین نصر، زیر نظر و به اهتمام حسن حسینی، جلد 1، تهران: مهر نیوش.##نیوتن، اریک، معنی زیبایی.(1343).ترجمه پرویز مرزبان، تهران: نشر کتاب.##فهرست مقالات:##احمدی ملکی، رحمان، تشبیه­های تصویری در شاهنامه، نامه فرهنگ، شماره 30.##زمانی، احسان؛ امین­خانی، آرین؛ اخوت، هانیه، نقش متقابل هنر منظرپردازی و نگارگری ایران، 1388، کتاب ماه هنر، شماره 135.##دالوند، احمدرضا، حضور ادبیات در نقاشی، 1386، روزنامه ایران، 2 خرداد.##قنادان، رضا، تصویر در شعر، 1380، مجله دنیای سخن، شماره 94.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
				<TitleF>نقد اسطوره شناختی «گنبد سیاه» هفت پیکر نظامی</TitleF>
				<TitleE>Mythological Criticism of &quot;Black Dome&quot; in Nizami&#039;s Seven Beauties (Portraits)</TitleE>
				<TitleLang_ID>1</TitleLang_ID>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>1</Language_ID>
						<CONTENT>چکیده در این جستار، یکی از داستان‌های هفت پیکر نظامی با عنوان «گنبد سیاه» براساس نقد اسطوره­شناختی یا کهن الگویی تحلیل می­شود. نخست این قصه را از نظر شکل و ساخت داستانی و خط سیر رویدادهای داستان براساس هرم فریتاگ بررسی کرده ایم. ساختار روایتی قصه گنبد سیاه مانند دیگر داستان‌های کلاسیک و پیشامدرن، از سیری خطی پیروی می‌کند که دارای سه مرحله شروع، اوج و فرود یا نقطه پایان است. سپس خوانشی دیگرگونه براساس آرکی­تایپ‌های اسطوره‌ای آورده­ایم ؛ چون مقوله سفر، آب، عدد، رنگ سیاه، اسرار و هبوط انسان که ریشه در ناخودآگاه جمعی انسان‌ها دارند و در این داستان سمبولیکی، ابزار روایت قصه قرار گرفته اند. آنچه موجب خوشی دیگرگونه از این قصه می‌شود، بررسی و تفسیر کهن الگوهایی است که به طور ناخودآگاه در بافت و روایت داستان به کار رفته اند برای نمونه، کهن الگوی سفر که یکی از مهم ترین بن مایه‌های اسطوره‌ای در دنیای اساطیر و افسانه‌ها و داستان هاست و کلیت داستان براساس همین مقوله سفر شکل گرفته است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>2</Language_ID>
						<CONTENT>  Abstract The present paper analyzes one of novels in Nizami&#039;s Seven Beauties, entitled &quot;the Black Dome&quot;, based on mythological or archetypal criticism. First the novel is reviewed in terms of its story structure and plot, based on Freytag&#039;s Pyramid. Like other classic and pre-modern novels, the narrative structure of the novel follows a linear plot consisting of rising, climax and falling or end. Then a different reading is proposed on the basis of such mythological archetypes as the category of travel, water, number, black color, mysteries, and man&#039;s descent which are rooted in men&#039;s collective unconsciousness and used as a means of narration in this symbolic novel. The review and interpretation of the archetypes which are unconsciously used in the context and narration of the novel is another pleasure of it; for example, the archetype of travel which is one of the most important mythological themes in the world of myths, fictions and novels and the whole story is formed on the basis of this category.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>233</FPAGE>
						<TPAGE>252</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>بتول</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>واعظ</Family>
						<NameE>Batool</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>vaez</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>رقیه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>کاردل ایلواری</Family>
						<NameE>Roqieh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Carol Aylvary</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبایی</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>هفت پیکر</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>گنبد سیاه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نقد اسطوره شناختی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>کهن الگو</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>صور مثالی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>فهرست منابع##اسماعیل پور، ابوالقاسم، اسطوره بیان نمادین، چ دوم.(1387).تهران، انتشارات سروش##امامی، نصرالله، مبانی و روش‌های نقد ادبی، چاپ اول.(1377). تهران: نشر جامی##پراپ، ولادیمیر، ریخت شناسی قصّه، ترجمه م. کاشگیر، چاپ اول.(1368).تهران: نشر روز##ستاری، جلال، اسطوره در جهان امروز، چاپ اول.(1376).تهران: نشر مرکز##ستاری، جلال، پژوهشی در قصّه یونس و ماهی، چاپ اول.(1377).  تهران: نشر مرکز##شمیسا، سیروس، نقد ابدی، چاپ سوم.(1381).  تهران: انتشارات فردوس##داد، سیما، فرهنگ اصلاحات ادبی، چاپ دوم.(1383). تهران، انتشارات مروارید##رضی، هاشم، آیین میترائیسم، چاپ اول.(1385).  تهران: انتشارات##کزازی، میرجلال الدین، رؤیا، حماسه، اسطوره، چاپ سوم.(1385).  تهران: نشر مرکز##نظامی، هفت پیکر، تصحیح و مقدمه بهروز ثروتیان، چ اول.(1377).  تهران، انتشارات توس##نورآقایی، آرش، عدد، نماد، اسطوره.(1388).  چ اول، تهران، نشر افکار##نورتروپ، فرای، اسطوره و رمز، مجموعه مقالات، ترجمه جلال ستاری، مقاله ادبیات و اسطوره، چاپ اول.(1374). انتشارات سروش.##ویلفرد ال گورین، راهنمای رویکرد‌های نقد ادبی، ترجمه زهرا مهین خواه، چاپ اول.(1370). تهران: انتشارات اطلاعات##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
				<TitleF>جنبه‌های مثبت و منفی رنگ سیاه در شعر عنترة بن شداد</TitleF>
				<TitleE>The Negative and Positive Aspects of Black Color in &#039;Antarah Ibn Shaddad&#039;s Poems</TitleE>
				<TitleLang_ID>1</TitleLang_ID>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>1</Language_ID>
						<CONTENT>جستار حاضر، کاوشی در ابعاد معناشناختی رنگ سیاه و کارکردهای مثبت و منفی آن در شعر عنترة بن شداد، شاعر عفت پیشه ماقبل اسلام است. پژوهش حاضر نشان دهنده این است که در بُعد مثبت، این نوع رنگ، گاه در یک ساختار تشبیهی نمود می‌یابد، همچون تشبیه پوست سیاه به مُشْک و عنبر؛ گاه در سیاهی رنگ موی یار و یا چشمان سیاه او جلوه می‌شود و زمانی هم در فضای تیره و تاریک میدان کارزار معنا می‌یابد. با این حال در تمامی این صورتگری­ها، شاعر تلاش می‌نماید تا به این وسیله برای روح دردناک خویش التیامی- هر چند گذرا- فراهم نماید.  در بُعد منفی، غالباً رنگ سیاه به عنوان عیب و نقصی آشکار می‌شود که خویشان و نزدیکان آن را دست آویزی برای طرد عنترة قرارداده بودند، اما شاعر با استفاده از اسلوب‌های منطقی، از قبیل اینکه سیاهی، تنها در وصف اعمال زشت، نکوهیده می‌باشد و یا اینکه سفیدی اعمال، سیاهی جسمانی را می­زداید، همواره به عنوان یک مصلح اجتماعی ظاهر می‌شود که در پی اصلاح عقاید پوچ وغلط موجود در جامعه و جایگزین کردن قانون ارزش‌های اخلاقی به جای تبعیض رنگ و جنسیت است.  نگارنده از روش توصیفی و تحلیلی برای تبیین دو بُعد متناقض رنگ سیاه در دیوان این شاعر استفاده کرده است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>2</Language_ID>
						<CONTENT>The present paper investigates the semantic dimensions of black color and its positive and negative functions in the poems of &#039;Antarah Ibn Shaddad, a pre-Islamic virtuous poet. It shows that the positive dimension of black color sometimes appears in a simile like likening it to musk and ambergris, sometimes as blackness of lover&#039;s hair or eyes and sometimes in the dark and tense atmosphere of battlefield.in all these portrayals, however, the poet tries to alleviate his hurtful soul, though passing. In negative dimension, the black color often appears as a defect which is used as a pretext by &#039;Antarah&#039;s relatives and friends to excommunicate him. However, using logical methods such as suggesting that blackness is blameworthy when describing bad acts or that whiteness of act cleanses bodily blackness, the poet appears as a social reformist who tries to reform wrong and meaningless beliefs of the society and replace color and gender-based discrimination with the rule of moral values. A descriptive-analytical method is used to elaborate on two contradictory dimensions of black color in this poet&#039;s Diwan (complete poetic works).</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>253</FPAGE>
						<TPAGE>276</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>علی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>صیادانی</Family>
						<NameE>Ali</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Syadany</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>a.sayadani@azaruniv.edu</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>امیر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>مقدم متقی</Family>
						<NameE>Amir</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Moghaddam Mottaghi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>عنترة</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>رنگ سیاه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>جنبه منفی و مثبت</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>قرآن کریم، ترجمه آیت الله مکارم شیرازی.##ابن قتیبه، أبی محمدعبد الله بن مُسلم. (1407ه - 1987م). الشعر والشعراء، با مقدمه: الشیخ حسن تمیم، دار احیاء العلوم، چاپ­سوم.##ابن­منظور، ابی­الفضل­جمال­الدین­ محمدبن­مکرم.(بی­تا). لسان­العرب، بیروت، دارالصادر.##الاصفهانی، ابوالفرج.(1412ه). الاغانی، دار الکتب العلمیة، چاپ سوم، ج8 و ج3.##بدوی، عبده. (1988م). الشعراء السود و خصائصهم فی الشعر العربی، الهیئة المصریة العامة للکتاب.##البغدادی، عبد القادر بن عمر.(بی­تا). خزانة الادب و لب لباب لسان العرب، دار صادر، چاپ اول، جلد1و3.##الجوهری، اسماعیل­بن­حمّاد. (1404ه/1984م). الصحاح، تحقیق: احمدعبدالغفورعطّار، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ­سوم.##ریاض، عبد الفتّاح.(1983). التکوین فی الفنون التشکیلیّة، ط2، القاهره، دار النهضة العربیّة.##الزیات، احمد حسن.(1426ه- 2005م). تاریخ الادب العربی، دار المعرفة، چاپ­نهم.##زغریت، خالد. (2005).الأساس الواقعی لجمالیات اللون فی شعر الأغربة، مجلة حولیات التراث، العدد 3.##سیرنج، فلیب. (1992). الرموز فی الفن- الأدیان الحیاه، ترجمه عبدالهادی عباس، ط1، سوریا، دار دمشق.##شیخو، لویس. (1999م). شعراء النصرانیة (قبل الاسلام)، دار المشرق، چاپ­پنجم.##شیخو، أب.(1946م). المجانی الحدیثة، بیروت، المطبعة الکاثولیکیة، ج1.##الصبّاح، محمدعلی.(1411ه/1990م). عنترة بن شدّاد حیاته و شعره، بیروت – لبنان، دارالکتب العلمیة، چاپ­اول.##عبدالقادرأبوعون، أمل محمود. (2003م). اللون و ابعاده فی الشعر الجاهلی شعراء المعلقات نموذجا، رسالة الماجستیر، جامعة النجاح الوطنیة، نابلس – فلسطین.##عنترة.(1423ه/2003م). شرح دیوان، توضیح: حمدو طمّاس، بیروت – لبنان، دارالمعرفة، چاپ اول.##عنترة.(1988م). دیوان و معلقته، تحقیق: خلیل شرف­الدین، بیروت، دار و مکتبة الهلال، چاپ­اول.##الفاخوری، حنا. (1986م). الجامع فی تاریخ الأدب العربی فی العصر الجاهلی، دارالجیل، چاپ­اول.##فاضلی، محمد. (1381ه). مختارات من روائع الادب العربی فی العصرالجاهلی، سمت، چاپ­اول.##الفراهیدی، الخلیل­بن­احمد. (1424ه/2003م). کتاب­العین، تحقیق: عبدالحمیدهنداوی، بیروت- لبنان، دارالکتب العلمیة، چاپ­اول.##فروخ، عمر. (1981م). تاریخ الادب العربی، دار العلم، چاپ­چهارم، جلد اول.##الفیروزآبادی، مجدالدّین­محمدبن یعقوب.(1426ه/2005م). القاموس­المحیط، تحقیق: مؤسسة الرسالة با نظارت: محمدنعیم العرقسوسی، بیروت- لبنان، مؤسسة الرسالة، چاپ­هشتم.##القُرشی، حسن عبدالله.(1983م). فارس بنی عبس، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ­سوم.##لوشر، ماکس. (1387ه). روانشناسی رنگ­ها، مترجم: ویدا­ابی­زاده، تهران، دُرسا، چاپ­بیست و چهارم.##مختار عمر، أحمد.(1997).  اللغة واللون، ط2، القاهره، عالم الکتب.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE></ARTICLES>
</JOURNAL>

				</XML>
				