<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<XML>
		<JOURNAL>
<YEAR>1394</YEAR>
<VOL>5</VOL>
<NO>8</NO>
<MOSALSAL>8</MOSALSAL>
<PAGE_NO>212</PAGE_NO>
<ARTICLES>


				<ARTICLE>
				<TitleF>بررسی و تحلیل کارکردهای بلاغی نثر خطابی در فیه ما فیه</TitleF>
				<TitleE>An Investigation and Analysis of Rhetorical Functions of Interlocutory Prose in Fihi Ma Fihi</TitleE>
				<TitleLang_ID>1</TitleLang_ID>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>1</Language_ID>
						<CONTENT>اساس سخنوری، اقناع و ترغیب مخاطب و گفتن سخن مؤثر است که از این فن به اقتضای حال و &quot;بلاغت&quot; تعبیر کرده­اند. از آنجا که سخن از ارتباط متقابل گوینده با شنونده حاصل می‌گردد، بنابراین شرط تأثیر آن، شناخت حال و موضع مخاطب است و این شناخت وقتی به دست می­آید که مخاطب نزد گوینده حاضر و عوالم درون او برای گوینده محسوس و ملموس باشد. جلال الدین محمد مولوی در فیه ما فیه -که مجموعه تقریرات شفاهی او در حضور مخاطبان و مریدانش می‌باشد- کوشیده است تا به یاری جملات خطابی در نفوس شنوندگان تصرف و مقاصد مورد نظر خود را در آنها افاده نماید. در پژوهش حاضر کوشش شده تا با روش توصیف و تحلیل محتوا به بررسی انواع جملات خطابی و چگونگی کاربرد آنها‌ در نثر فیه ما فیه پرداخته شود. برآیند تحقیق حاکی از آن است که مولوی در سراسر فیه ما فیه به منظور بیان احساسات درونی و انتقال هر چه مؤثرتر اندیشه‌های عرفانی و اخلاقی به مخاطب و جلب پذیرش او، در کنار بیان این مفاهیم در کسوت جملات خبری،‌ از انواع جمله‌های انشایی و خطابی (امر، نهی، پرسش و ندا) با اغراضی چون تأکید، تذکر، تحذیر، ارشاد، ترغیب و ... به قصد حفظ ارتباط با مخاطب بهره می‌گیرد که این امر با آموزه­های تعلیمی-تبلیغی مولوی سازگار افتاده است. از میان جملات خطابی نیز پرسش و امر از بالاترین بسامد در نثر فیه ما فیه برخوردارند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>2</Language_ID>
						<CONTENT>The basis of oration is to convince and to encourage the interlocutor and to speak effectively.  This technique is interpreted as “eloquence” and “rhetoric”. Since speech is the result of the mutual relationship between the speaker and the interlocutor, it’s essential to know the status and the perspective of the interlocutor in order to make speech effective. This cognition is reached just when the interlocutor is present and his perspectives and attitudes are sensible and tangible for the speaker. Jalāl al-Dīn Mohammad Mawlawi in his book Fihi Ma Fihi, which is a collection of his oral speeches at the presence of his audience and followers, has tried to impact on his listeners and to teach them his messages. The present study aims to investigate the variety of interlocutory statements and their functions in the prose of Fihi Ma Fihi using descriptive analysis. The results of this study reveals that Mawlawi, in order to express his internal emotions and to effectively and convincingly transfer his mystical and ethical thoughts to the audience throughout his book Fihi Ma Fihi, in addition to declarative sentences has made use of a variety of compositions and interlocutory sentences (imperatives, negative imperatives, interrogative and exclamatory sentences) to create emphasis, advice, premonition, guidance, encouragement and in general to maintain connection with his interlocutor. This way is consistent with didactic proselytism of Mawlawi. Interrogative sentences and imperatives have the highest frequency among interlocutory sentences in the prose of Fihi Ma Fihi.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>9</FPAGE>
						<TPAGE>29</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>مریم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>باقی</Family>
						<NameE>maryam</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Baghi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mbaghi@qom.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مولوی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>فیه ما فیه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نثر خطابی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>‌بلاغت</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF></REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
				<TitleF>نقد و بررسی سبک زبانی غزلیات نشاط اصفهانی</TitleF>
				<TitleE>A Critical Study of the Language Style in Neshat Isfahani&#039;s Sonnets</TitleE>
				<TitleLang_ID>1</TitleLang_ID>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>1</Language_ID>
						<CONTENT>نشاط اصفهانی از شاعران دوره­ای است که مزین به زیور ارزندة رستاخیز ادبی می باشد. وی یکی از هواخواهان واقعی نهضت بازگشت ادبی و حتی یکی از پرچمداران بنام این نهضت بوده و کوشش بسیار کرده است تا شعر فارسی و اصولا شیوة نگارش را از فساد و تباهی سبک هندی برهاند و سبک قدیم خراسانی و عراقی را دوباره زنده نماید. از آن جهت که تنها سود شایان یادآوری در بیانیه شاعران دوره بازگشت، مسئلة زبان است، تلاش این پژوهش در آن است که سبک و سیاق زبانی غزلیات نشاط را برجسته نماید. از همین رو، مقاله با مقدمه­ای کوتاه در احوال شاعرآغاز شده، سپس با نقد و بررسی غزل های وی در سه سطح آوایی، واژگانی و نحوی پی گرفته شده است. </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>2</Language_ID>
						<CONTENT>Neshat Isfahani belongs to the revolutionary age of literature. He has been considered as a famous leader and also one of the real devotees of the Literary Restoration Movement. Not only has he made an attempt to remove deviation from Persian poetry and the style of writing, but also to vitalize the Iraqi and the Khorasani style. In this paper, Neshat&#039;s style of sonnets is highlighted. This article starts with a brief introduction about the biography of the poet, then the phonetic, the lexical and the syntactic levels of his sonnets have been investigated.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>31</FPAGE>
						<TPAGE>63</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>امین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>رحیمی</Family>
						<NameE>Amin</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Rahimi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار و عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اراک</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>دانشیار و عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>a-rahimi@araku.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>امین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>رضایی</Family>
						<NameE>amin</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>rezaei</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اراک</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>amin_rezaei65@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نشاط اصفهانی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>سبک شناسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>غزل</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>سطح آوایی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>سطح واژگانی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>سطح نحوی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>کتابنامه##بهار، محمد تقی. (1386). سبک شناسی.چاپ نهم. تهران: امیرکبیر.##....................... . (1371). بهار و ادب فارسی(مجموعه یکصد مقاله از ملک الشعراء بهار).به کوشش محمد گلبن، چاپ سوم. تهران: کتاب های جیبی.##تجلیل، جلیل. (1385). معانی و بیان. چاپ اول. تهران: مرکز نشر دانشگاهی.##..................  .(1368). عروض و قافیه.چاپ اول. تهران: همراه.##خانلری، پرویزناتل. (1382). دستور تاریخی زبان فارسی. به کوشش دکتر عفت مستشارنیا. چاپ پنجم. تهران: توس.##خطیب­رهبر، خلیل. (1387). دیوانحافظ­.چاپ چهل­وسوم. تهران: صفی­علیشاه.##شاه حسینی، ناصرالدین. (1368). شناخت شعر(عروض و قافیه). چاپ اول. تهران: هما.##شفیعی­کدکنی، محمدرضا. (1390). ادبیات فارسی از عصر جامی تا روزگار ما. ترجمه حجت­الله اصیل. چاپ سوم. تهران: نی.##..................................... . (1389). موسیقی شعر. چاپ دوازدهم. تهران: آگه.##.................................... .(1386). صورخیال در شعر فارسی.چاپ یازدهم. تهران: آگه.##شمیسا، سیروس. (1368). آشنایی با عروض و قافیه،.چاپ سوم. تهران: فردوس.##...................... .(1386). سبک شناسی شعر. چاپ سوم. تهران: میترا.##......................  .(1369). سیر غزل در شعر فارسی.چاپ دوم. تهران: فردوس.##..................... . (1372). بیان،چاپ سوم. تهران: فردوس.##............... ......  (1375). کلیات سبک شناسیچاپ چهارم. تهران: فردوس.##صبور، داریوش.(1370). آفاق غزل فارسی.چاپ دوم. تهران: گفتار.##غلامرضایی، محمد. (1377).  سبک شناسی شعر فارسی از رودکی تا شاملو، چاپ اول، تهران: جامی.##فتوحی رودمعجنی، محمود. (1390). سبک شناسی(نظریه ها، رویکردها و روشها). چاپ اول. تهران: سخن.##لنگرودی،شمس.(1375). مکتب بازگشت(بررسی شعر دوره های افشاریه،زندیه، قاجاریه).چاپ اول.تهران:مرکز.##ملاح، حسینعلی. (1367). پیوند موسیقی و شعر. چاپ اول. تهران: فضا.##نخعی، حسین. (1379). دیوان اشعار نشاط اصفهانی. چاپ سوم. تهران: گل آرا.##ندایی، فرامرز. (1386). کلیات سعدی. چاپ اول. تهران: سما-­اروند.##نیکوهمت، احمد. (1358). &quot;نشاط اصفهانی&quot;.  وحید. (254-255)، صص46 -65.##واثق عباسی، عبدالله. ( 1389). &quot;تأثیرپذیری نشاط از حافظ&quot;.بهار ادب، سال 4، (1). صص269- 289).##وحیدیان کامیار، تقی. (1386). وزن و قافیه شعر فارسی.چاپ هفتم. تهران: مرکز نشر دانشگاهی.##وحیدیان کامیار، تقی. (1379). بدیع از دیدگاه زیباشناسی.چاپ اول. تهران: دوستان.##هدایت، رضا قلی­خان. (1340). مجمع الفصحا. به کوشش مظاهر مصفا. جلد2 چاپ اول. تهران: امیرکبیر.##همایی، جلال الدین. (1375).فنون بلاغت و صناعات ادبی.چاپ دوازدهم. تهران: هما.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
				<TitleF>تحلیل تصاویر مستقل در شعر احمد شاملو</TitleF>
				<TitleE>An Analysis of Independent Images in Shamlu’s Poetry</TitleE>
				<TitleLang_ID>1</TitleLang_ID>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>1</Language_ID>
						<CONTENT>در این مقاله تلاش شده است که در تحلیل فرآیند تصویر، بر نقش تصور تکیه شود. با حفظ ماهیت نظری تصویر، ساختاری با عناوین تصویر مرکزی، ابزار تصویر، لحن تصویر، کارکرد تصویر و ذهنیت تصویری متن برای آن در نظر گرفته شده است. آنگاه انواع تصویر از دید سطح و عمق، ایستایی و یویایی، نقاشیک و سینمایی، باز و گسترده ، محدود و بسته و تصاویر مستقل و وابسته معرفی می گردد. تصویری که در مجموع عناصر سازنده آن ماهیت انحصاری و ویژگی خوداتکایی دارد به طوری که در بیرون از فضای شعر کاربرد داشته باشد &quot;مستقل&quot; نام می­گیرد. شکل­گیری و کاربرد تصاویر مستقل را در شعر شاملو می توان متأثر از نقش و تأثیر شیوه­ بیان ادبی حاکم، جریان و گرایش زبانی و گفتمان دانست. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی است. جامعه­ آماری تحقیق شامل بررسی 100 شعر شاملو است که با معیار کوتاه و تصویری بودن انتخاب شده است. نتایج تحقیق بیانگر تأثیر عوامل مذکور در استقلال تصاویر است. بیان کنایی و مجازی، به عنوان شیوه­ بارز بیان ادبی در شعر احمد شاملو به کار رفته­است. جریان زبانی و تأثیر آن بر تصاویر مستقل، وجهه­ اجتماعی احمد شاملو را به عنوان شاعر اجتماعی نمایان می­کند و گفتمان­های سیاسی و اجتماعی، گفتمان­های غالب موثر در شکل­گیری تصاویر مستقل شعر شاملو است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>2</Language_ID>
						<CONTENT>This study aims to analyze the image-making process by focusing on the role of imagination. Maintaining the subjective nature of the image, we consider a structure for it, under titles such as the central image, the image tool, the image expression and function, and mental image of the text. Then, different kinds of images are presented in terms of surface and depth, statics, dynamism, painting, cinematic, openness, wideness, limited and close up, and independence. Overall, an image is called “independent” when its elements have an exclusive nature and independent properties in such a way that they can function apart from the poetry. It can be said that the formation and application of independent images in Shamlu’s poetry were influenced by the ruling literary expression, and language and discourse flows and orientation of the time. The research method in the present study is descriptive-analytical methodology. The sample texts include Shamlu’s one hundred poems. The main criteria for the section of the sample were that they should be brief and have imagery. The results show that the aforementioned factors had a significant effect on the independence of the images. Allusive and figurative expressions served as the main literary expression in Shamlu’s poetry. Language flows and its effects on independent images indicates Shamlu’s social status as a social poet; and social-political discourse had dominant roles in the formation of independent images of Shamlu’s poems.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>65</FPAGE>
						<TPAGE>100</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>زهره</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>صارمی</Family>
						<NameE>zohreh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Saremi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکترای دانشگاه آزاد اسلامی</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>دانشجوی دکترای دانشگاه آزاد اسلامی</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>zh_sar3466@ymail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>فرهاد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>طهماسبی</Family>
						<NameE>farhad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>tahmasbi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>farhad.tahmasbi@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شاملو</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تصویر</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تصویر مستقل</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>جریان زبانی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>بیان ادبی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>گفتمان</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>کتابنامه##آزاد، م.(1378). گل باغ آشنایی. تهران: نشر علم.##آقاگل زاده، فردوس. (1385). تحلیل گفتمان انتقادی. تهران: شرکت انتشارات علمی فرهنگی.##ابتهاج، هوشنگ. (1386). آینه در آینه. چاپ سیزدهم. تهران: چشمه.##ابن‌طباطبا العلوی، محمد بن احمد. (1982). عیارالشعر. الطبعه الاولی. بیروت: دارالکتب العلمیه.##احمدی، بابک. (1389). از نشانه‌های تصویری تا متن. چاپ دهم .تهران: مرکز.##اخوان ثالث، مهدی. (1386). زمستان.چاپ بیست و چهارم. تهران: زمستان.##ارسطو. (1387). فن شعر. ترجمه‌ عبدالحسین زرین‌کوب. چاپ ششم. تهران: امیرکبیر.##الجاحظ، ابوعثمان عمرو بن بحر (255ق). (1389). الحیوان. عبدالسلام هارون. مصر: المطبعه الاولی البابی الحلبی. الجزء .##الرازی. شمس‌الدین محمد قیس.(1387). المعجم فی معاییر الاشعار العجم تصحیح علامه قزوینی. تهران: زوار.##العسگری، ابوهلال حسن ابن عبدالله بن سهل (395ق). (2006). الصناعتین. تحقیق علی محمد البجاوی و محمد ابوالفضل ابراهیم. الطبعه الاولی. بیروت: المکتبه العصریه.##بارت، رولان. (1390). پیام عکس. ترجمه‌ راز گلستانی‌فرد. چاپ دوم .تهران: مرکز.##براهنی، رضا. (1371). طلا در مس. تهران: [؟].##تاجیک، محمدرضا. (1382). &quot;گفتمان، سیاست، اجتماع&quot;. فصلنامه گفتمان. سال 3 (8). تابستان. صص51- 65.##جرجانی، عبدالقاهر. (1389). اسرارالبلاغه. ترجمه‌ جلیل تجلیل. چاپ پنجم .تهران: انتشارات دانشگاه تهران.##حافظ شیرازی، خواجه شمس‌الدین محمد. ( 1384). دیوان حافظ. به اهتمام محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی. چاپ نهم. تهران: زوار.##&quot;حس&quot;.  (1376). در دانشنامه تشیع. ج 6.  زیر نظر غلامعلی حدادعادل. تهران: نشر شهید سعید محبی.##داد، سیما. (1387). فرهنگ اصطلاحات ادبی. چاپ چهارم  .تهران: مروارید.##دادبه، اصغر. (1375). &quot;تصور&quot;. در دانشنامه تشیع. ج 4. زیر نظر غلامعلی حدادعادل. تهران: نشر شهید سعید محبی.##----------. (1367).&quot;عالم خیال و خیال معشوق&quot;.  کیهان فرهنگی . سال 5 (2)، اردیبهشت. صص 8- 11.##رحمانی، نصرت. (1374). آوازی در فرجام. تهران: نشر علم.##سپهری، سهراب. (1381). هشت کتاب. چاپ سی و دوم. تهران: طهوری.##سعدی، شیخ مصلح‌الدین.( 1386). کلیات سعدی. به اهتمام محمدعلی فروغی. تهران: امیرکبیر.##سلطانی، علی اصغر. ( 1387). &quot;قدرت،گفتمان، زبان: ساز و کارهای جریان قدرت در جهوری اسلامی ایران. چاپ دوم تهران: نی.##شاملو، احمد. (1389). مجموعه اشعار. چاپ نهم .تهران: نگاه.##شفیعی کدکنی، محمدرضا. (1388). صور خیال در شعر فارسی. چاپ سیزدهم .تهران: آگه.##فتوحی، محمود. ( 1389). بلاغت تصویر. چاپ دوم .تهران: سخن.##---------.(1381).&quot;تصویرخیال&quot;.نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی تبریز. برگرفته از سایت www.sid.ir##فردوسی، ابوالقاسم. (1385). شاهنامه فردوسی. تصحیح سعید حمیدیان. چاپ هشتم. تهران: قطره.##کسرایی، سیاوش. (1386). گزینه اشعار سیاوش کسرایی. چاپ سوم. تهران: مروارید.##کوک، جاناتان. (1388). &quot;گفتمان&quot;. در دانشنامه نظریه‌های ادبی معاصر. ایرناریما مکاریک. مترجمان مهران مهاجر و محمد نبوی. چاپ سوم. تهران: آگه.##لنگرودی، شمس. (1388). لب‌خوانی‌های قزل‌آلای من. تهران: موسسۀانتشاراتی آهنگ دیگر.##------------. (1387).  مجموعه اشعار. تهران: نگاه.##محمدزاده، رضا. ( 1388). &quot;حس&quot;. در دانشنامه جهان اسلام. تهران. ج 13. تهران:  بنیاد دایره‌المعارف اسلامی.##نجف زاده، مهدی. (1382).&quot;گفتمان: از صورت بندی دانایی تا امر سیاسی&quot;. فصلنامه گفتمان. سال 3 (7) بهار. صص14-48.##نوری علاء، اسماعیل. (1348).صور و اسباب در شعر امروز. تهران: چاپ افست.##نیستانی، منوچهر.(1386). گزینه اشعارمنوچهر نیستانی. چاپ سوم. تهران: مروارید.##وحدت، حمزه. (1354). هنر وصف در شاهنامه فردوسی. مشهد: انتشارات کتابفروشی باستان.##یوشیج، نیما. (1383). [ نام مستعار علی اسفندیاری]. مجموعه اشعار. چاپ ششم . تهران: نگاه.##برای اطلاع بیشتر از بحث  انواع تصویر به منبع زیر مراجعه نمایید:##صارمی، زهره و طهماسبی، فرهاد. (1393). &quot; بررسی تصویر و معرفی انواع آن در شعر احمد شاملو&quot; . نشریه علمی - پژوهشی پژوهش های ادبی. (44)، تابستان. صص 107- 136.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
				<TitleF>تأثیر سبک خراسانی بر نگارگری ایرانی</TitleF>
				<TitleE>The Effect of the Khorasani Style in Iranian Paintings</TitleE>
				<TitleLang_ID>1</TitleLang_ID>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>1</Language_ID>
						<CONTENT>     احساس، زبان مشترک انسان­هاست و ادبیات و هنر، زبان بیان احساس؛ ادبیات زبان گفتار و نوشتار است و هنر بازگوکننده­ آن به روایت تصویر. طبیعت بهترین و آموزنده­ترین تصویر برای شاعران و هنرمندان است. در سبک خراسانی، به­ویژه در شاهنامه، اشعار رودکی، سخن منوچهری، خمسه­ نظامی و... عناصر طبیعی، الهام­بخش شاعران در سروده­ها می­باشند که در سایر سبک­ها کمتر با آن روبرو هستیم. پیوند ادبیات و نقاشی امری غیرقابل انکار است و اجزای این پیوند را در سبک خراسانی و مکتب نگارگری هرات به عالی­ترین شکل خود می­بینیم. می­توان گفت که زیبایی­شناسی ادبی ـ هنری، نه تنها با سبک خراسانی آغاز می­شود، بلکه در این سبک به عـالی­ترین درجه نیز می­رسد. کتابت، معماری، نگارگری، نقاشی قهوه­خانه­ای و... از نمونه­هایی تکامل یافته در اثبات این فرضیه است که سبک خراسانی، مادر ادبیات تصویری فارسی است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>2</Language_ID>
						<CONTENT>Feeling is a common language of human beings and literature and arts are the language for expressing of this sensation. Literature is the language of speech and writing and the arts show the reflection of the literature as images. Nature is the best and the most informative image for poets and artists. The natural elements have been inspiring the poets especially in Khorasani style and in the works of Ferdowsi, Rudaki, Manuchehri and Nezami. Literature and painting have an undeniable link and we see this link between the Khorasani style and the Harat style of miniature in its highest form. It may be said that the literary aesthetics of art, not only begins with the Khorasani style, but this style seems to be at its highest level. Writings, architectures, paintings, coffee houses paintings and … are the evolved examples that prove the hypothesis that the Khorasani style is the mother of Persian pictoraial literature.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>101</FPAGE>
						<TPAGE>116</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>منیر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>عسگر نژاد</Family>
						<NameE>Monir</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Asgar Nezhad</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>مدرس دانشگاه آزاد اسلامی، تهران مرکز</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>مدرس دانشگاه آزاد اسلامی، تهران مرکز</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>sgarnezhad@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>محمدعلی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>گذشتی</Family>
						<NameE>Mohammad Ali</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Gozashti</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران مرکز</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>magozashti@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>سبک خراسانی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>هنر</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نگارگری</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>زیبایی شناسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شاهنامه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>فردوسی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>کتابنامه##1. آرنولد، سرتامس.(1378). سیر و صور نقاشی ایرانی. زیر نظر آرتوراپهام پوپ. ترجمه یعقوب آژند. تهران: انتشارات مولی.##2. آیت­اللهی، حبیب­الله.(138۴).مبانی نظری هنرهای تجسمی. چاپ چهارم. تهران: انتشارات سمت.                                                              ##بلالی دهکردی، نقی. (137۴). &quot;زیبایی­شناسی در ادبیات و هنر&quot; . نشریة ادبیات داستانی( 37)، مهر. ٌص 14-19.##بهین،بهرام.(138۶).&quot;رویکردی پساساختگرا به ادب و هنر&quot;. فصلنامه اشراق.(۴ و5(، بهار و تابستان.صص 225-238.##5. تجویدی، اکبر.(13۵2). نقاشی ایرانی از کهن­ترین روزگار تا دوران صفوی.تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و هنر.##6. پاکباز، رویین. (138۴). نقاشی ایران از دیرباز تا امروز. تهران: انتشارات زرین و سیمین.##7. رادفر، ابوالقاسم. (138۵). تعامل ادبیات و هنر در مکتب اصفهان. تهران: فرهنگستان هنر.##8. رجبی، علی. (138۵). حسن اسماعیل­زاده نقاش مکتب قهوه­خانه‌ای. ‌مؤسسه فرهنگی پژوهشی. تهران: چاپ و نشر نظر.##9. ری‍د، ه‍ربرت‌ ادوارد. (۱۳۷۴). معنی ه‍ن‍ر. ترجمه‌ ن‍ج‍ف‌ دری‍اب‍ن‍دری‌. ت‍ه‍ران‌: علمی‌ و ف‍رهنگی.##10. فردوسی، (1382).  ش‍اه‍ن‍ام‍ه‌ (ب‍ر اس‍اس‌ چ‍اپ‌ م‍س‍ک‍و). ب‍ه‌ ک‍وش‍ش‌ سعید حمیدی‍ان‌. چاپ پنجم. تهران: قطره.##11. کن­بای، ‌شیلا. (1378).‌نقاشی ایرانی. ترجمه مهدی حسینی. چاپ اول. ‌تهران: ‌دانشگاه هنر.##12. ماسه، هانری. (1323). اوصاف مناظر طبیعت در شاهنامه. هزارة فردوسی. تهران: وزارت فرهنگ سابق.##13. ندرلو، مصطفی.(1387). ‌تجسمی‌خلاق از فضا در نقاشی ایرانی. کتاب ماه هنر.##14. یساولی، جواد. (13۶9). مرقع شاهنامة شاه تهماسبی به مناسب هزارة تدوین شاهنامه.کرامت­الله افسر. تهران: تابان­فر.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
				<TitleF>تجلی سه نمود حیوانی آناهیتا در افسانه های عامیانه‌ ایرانی</TitleF>
				<TitleE>The Manifestation of Three Animal Representations of Anahita in Persian Folk Legends</TitleE>
				<TitleLang_ID>1</TitleLang_ID>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>1</Language_ID>
						<CONTENT>ایزدبانوان ایرانی همچون آناهیتا به دلیل حضور پرقدرت خود در ادوار تاریخی کهن و همچنین دنیای اساطیری و نیز با داشتن بن‌مایه‌هایی از کهن ‌الگوی مادر کبیر توانسته‌اند در عرصه‌های مختلف ذهن بشری به حیات خویش ادامه دهند. افسانه‌های عامیانه ایرانی که برگرفته از ذهن ناخودآگاه مردم هستند، بستر بسیار مناسبی برای ادامة حیات ایزد بانوان ایرانی در طول تاریخ شده‌اند، به طوری که با تحلیل این افسانه‌ها می‌توان ردپای حضور ایزدبانوان و کارکردهای آنها را در قالب نمودهای مختلف انسانی، حیوانی و ... مشاهده نمود. در همین راستا هدف از پژوهش حاضر، بررسی نمودهای حیوانی تداوم حضور ایزدبانوی آب‌ها (آناهیتا) در افسانه‌های عامیانه ایرانی است. برای دست‌یابی به اهداف تحقیق داده‌ها و اطلاعات ضروری از منابع کتابخانه‌ای استخراج گردیده و داده‌های جمع‌آوری شده به روش توصیفی و تحلیلی بررسی شده‌اند. در نهایت پس از تحلیل داده‌ها نتایج حاصل از تحقیق حاضر بیانگر این است که آناهیتا ایزدبانوی آب‌ها دارای نمودهای حیوانی در افسانه‌های عامیانة ایرانی است که توانسته در قالب‌هایی همچون اسب، مار، پرنده متجلی شود و کارکردهای خود را در قالبی فرا انسانی ایفا نماید.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>2</Language_ID>
						<CONTENT>Persian goddesses like Anahita, due to their potent presence in ancient historical periods and the mystical world and also by having motives from archetype of the Great Mother continue their existence in different arenas of the human mind. Persian folk legends, which are extracted from people&#039;s unconscious mind, have prepared the ground for Persian goddesses to continue to live through history, so that by analyzing such legends we can observe the presence of goddesses and their functions in different human and animal representations. The purpose of this study is to investigate the animal representations related to the existence of the water goddess (Anahita) in Persian folk legends. Through an analysis of sources, the results of the current study reveals that Anahita, the water goddess has some animal representations in Persian folk legends which are manifested as a horse, snake and bird, and thereby she is able to perform her functions in a superhuman model.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>117</FPAGE>
						<TPAGE>142</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>مژده</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>غیبی</Family>
						<NameE>Mozhdeh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Gheibi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>kogetaraz89@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>الخاص</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>ویسی</Family>
						<NameE>elkhas</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Vaysi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام‌نور اهواز</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>elkhas@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ایزدبانوان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>آناهیتا</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>اسطوره</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>افسانه‌های عامیانه</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>کتابنامه##آتش سودا، محمد‌علی. (1383). &quot;دگردیسی زن و اسطوره از رمان سو و شون تا داستان مار و مرد&quot;. کتاب ماه ادبیات و فلسفه. (84) ،  صص 96 – 103.##اسنودن، روت. (1390). خودآموز مکتب یونگ. ترجمه‌ نورالدین رحمانیان. تهران: آشیان.##افضل طوسی، عفت‌السادات. (1393). طبیعت در هنر باستان. تهران: مرکب سفید.##الول ساتن ولارنس، پل. (1374). قصه‌های مشدی گلین خانم. تهران: مرکز.##الیاده، میرچا .(1376)، رساله در تاریخ ادیان. ترجمه‌ جلال ستاری. تهران: سروش.##باستانی پاریزی، ابراهیم. (1373). &quot;خاتون هفت قلعه&quot;. مجموعه مقالات تاریخی. تهران: صص 150-377. ##باقرپور، سعید. (1391). &quot;بررسی و  نمادشناسی نقش مار در تمدن‌های باستانی&quot;.  کتاب ماه و هنر. شماره 167، صص100- 108. ##بهار، مهرداد. (1376). از اسطوره تا تاریخ. تهران: چشمه.##جونز، هوراس.(1383). جغرافیای استرابو، سرزمین‌های زیر فرمان هخامنشی. ترجمه‌ همایون صنعتی‌زاده. تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار.##خانی، شهین.  (1391). &quot;جایگاه نیروی مؤنث در اساطیر&quot;. مجلة پیکره. شماره 1، صص 29- 40.##خدیش، پگاه. (1387). ریخت‌شناسی افسانه‌های جادویی. تهران: شرکت انتشارات علمی فرهنگی.##خندان، رضا و درویشیان، علی اشرف.(1378). فرهنگ افسانه‌های مردم ایران. ج2، تهران: کتاب و فرهنگ.##دایجست بوک، ریدرز. (1392). دایره المعارف وقایع شگرف جهان. ترجمه‌ کامیار جولایی. تهران: جویا.##دوستخواه، جلیل. (1385)، اوستا، تهران: مروارید##ذاکری، محسن. (1384). &quot;رمزهای اساطیری اسب در اساطیر&quot;. کتاب ماه و هنر.  مهر و آبان، صص.154-159.##رکنی، آذرمیدخت .(1394). سرنمونه­های سفر قهرمان و گذار از آستانه‌ در ادب فارسی. تهران: ره‌آورد مهر.##سرکاراتی، بهمن. (1350). &quot;پری&quot;.  نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز. شماره 97 تا 100، صص 1- 32.##شوالیه، ژان و گربران، آلن. (1385). فرهنگ نمادها.ج‌4. ترجمه‌ سودابه فضایلی. تهران: جیحون.##صباغ‌پور، طیبه و شایسته‌فر، مهناز. (1389). &quot;بررسی نقش‌مایه نمادین پرنده در فرش‌های صفویه و قاجار(از نظر شکل و محتوا)&quot;.  فصلنامة تحلیلی- پژوهشی نگره. (4)، صص، 39-50.##قاسم‌زاده، محمد . (1389). افسانه‌های ایرانی. (ج1و2). تهران: هیرمند.##ـــــــــــــــــ  . (1391). افسانه‌های ایرانی.( ج3). تهران: هیرمند.##ـــــــــــــــــ   . (1392). افسانه‌های ایرانی. (ج4). تهران: هیرمند.##قلی‌زاده، خسرو .(1388). &quot;اسب در اساطیر هند و اروپایی&quot;. مطالعات ایرانی. (16) ، صص 199- 232.##کمبل، جوزف .(1377). قدرت اسطوره، ترجمه‌ عباس مخبر. تهران: مرکز.##گویری، سوزان .(1374). &quot;پرستشگاه‌های آناهید در ایران&quot;. مجله چیستا. شماره122 و 123، صص ،140-143.##لاهیجی، شهلا و کار، مهرانگیز .(1371). شناخت هویت زن ایرانی، تهران: روشنگران.##27. محجوب، محمد‌جعفر .(1382). &quot;یادداشت‌هایی دربارة کبوتر و کبوتر بازی&quot;، به کوشش دکتر حسن ذوالفقاری، مجموعه مقالات دربارة افسانه‌ها و آداب رسوم مردم ایران. تهران: نشر چشمه، ( 19)، صص 129- 140.##معینی‌سام، بهزاد و خسروی، زینب .(1390). &quot;پیوند آناهیتا و ایشتر بابلی&quot;. دانشکده ادبیات و علوم انسانیدانشگاه شهید باهنر کرمان. شماره 20، صص 319-330.##29. موسوی، مصطفی و اسپرغم، ثمین .(1389). &quot;نقد اسطوره‌شناسی قصة نارنج و ترنج و بررسی پیش زمینه‌های فرهنگی کاربرد نارنج، ترنج و انار در این قصه&quot;. فصلنامه‌‍ نقد ادبی. شماره 11 و 12، صص 233 – 255.##هال، جیمز .(1380). فرهنگ نگاره‌ای نمادها در هنر شرف و غرب، ترجمه‌ رقیه بهزادی تهران: فرهنگ معاصر.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
				<TitleF>بررسی کنایه درمقدمه شاهنامه</TitleF>
				<TitleE>&quot;The irony in the preface of Shahnameh&quot;</TitleE>
				<TitleLang_ID>1</TitleLang_ID>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>1</Language_ID>
						<CONTENT>کنایه یکی از شاخه‌های مهم علم بیان و از برجسته‌ترین ترفندهای زیباآفرینی در کلام است.در این جستار به تحلیل کارکردهای کنایه درمقدمة شاهنامه پرداخته‌ایم . زیرا دراین بخش ،ساختار کنایی، نسبت به دیگر شگردهای بلاغی، بیشترین بسامد را دارد.کنایه‌های استخراج شده ، به ترتیب از نوع کنایۀ فعلی، کنایه از صفت و موصوف‌اند که بالاترین بسامد، مربوط به کنایه فعلی و از گونۀ ایماست.بسیاری از کنایه‌های به کار رفته درمتن مورد نظر،در فارسی معاصر هم کاربرد دارند و تعداد کمی، مخصوص شاهنامه-اند . کنایه‌های زبانی اگر چه درکلام روزمره، ارزش هنری ندارند، در ابیات شاهنامه به گونه‌ای در محور هم‌نشینی و در کنار دیگر صور خیال، قرار گرفته‌اند که معنایی و خیالی به شعر افزوده‌اند.فردوسی در آغاز شاهنامه، از کنایه‌ها، برای بیان باورهای دینی ، آموزه‌های اخلاقی ،مضامین اجتماعی ومدح، سود جسته است.کنایه به دلیل ابهام هنری، ایجاز و اغراقی که دارد، موجب برجسته‌سازی کلام ،در مقدمة شاهنامه است که به تثبیت سخن و تأثیرگذاری آن در ذهن مخاطب کمک می‌کند.همچنین برخی از کنایه‌های متن مورد نظر در بحث استعاره نیز قابل تأمل و بررسی هستند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>2</Language_ID>
						<CONTENT>Irony is one of the important branches of expression and creation in the Word is ofthe most beautiful tricks. This article aims to analyze the functions of irony In the introduction of Shahnameh. For this section, the ironic, rhetorical than other techniques, the most frequency Dard.knayh extracted, respectively, of the current Knayە, irony of adjectives and have the highest frequency, the current innuendo and secure manner.Many used allusion to the text, and a few are used in contemporary Persian, Shahnameh-have for. Although Drklam irony in everyday language, not artistic value, in the text of Shahnameh to be at the center of Companion alongside other imagery, are an added sense of poetry and fantasy.Ferdowsi&#039;s Shahnameh at the beginning of allusions to express religious beliefs, moral, social themes Vmdh, benefit.Ironic because of the ambiguity of art, brevity and exaggeration that is, leading to the word, in the introduction Shahnameh which will help stabilize the speech and its influence upon the minds of the audience is also some irony, metaphor consideration of the text in question review.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>143</FPAGE>
						<TPAGE>163</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>طاهره</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>قهرمانی فرد</Family>
						<NameE>-</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>-</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری پیام نور</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>دانشجوی دکتری پیام نور</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>t.g.fard@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>علی محمد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>پشتدار</Family>
						<NameE>-</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>-</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد پیام نور</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>استاد پیام نور</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>am.poshtdar@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>کنایه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شاهنامه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>فردوسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>صور خیال</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF></REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
				<TitleF>بررسی عناصر داستان «زال و رودابه» در شاهنامه از منظر شکل شناسی (مورفولوژی)</TitleF>
				<TitleE>A Morphological Study of the Tale of “Zal and Rudabeh” in the Shahnameh</TitleE>
				<TitleLang_ID>1</TitleLang_ID>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>1</Language_ID>
						<CONTENT>در بین آثار گوناگون حماسی ایران و جهان، بدون شک شاهنامـة‌ فردوسی، یکی از بزرگترین و اثرگذارترین آثار است. شاهنامه در عین حماسی بودن، هم داستان­های عاشقانه دارد و هم داستان­های تاریخی. یکی از داستان­های زیبای شاهنامه که رنگ و بوی عاشقانه نیز دارد، ماجرای &quot;زال و رودابه&quot; است. در شکل­شناسی داستان &quot;زال و رودابه&quot; که هدف اصلی این مقاله است، سعی شده تا ضمن معرفی داستـان، اجـزای مختلف آن از جمله: شخصیت­ها، صحنه­ها، تضادها، تقابل­ها، روایت داستان، طرح داستان (پی­رنگ) و ... بررسی و مقایسه­ای شکل شناسانه، هرچند کوتاه، با روش ریخت­شناسی پراپ انجام شود. به این امید که ساختار داستان &quot;زال و رودابه&quot; به شکلی علمی و عینی واکاوی و مورد بررسی قرار گیرد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>2</Language_ID>
						<CONTENT>Shahnameh is undoubtedly one of the greatest and most influential epic works in the world. While being epic in nature, it also includes lyric, historical and love tales. The most interesting tale of Shahnameh, which is tinged with a love theme, is the tale of “Zal and Rudabeh”. Through a morphological approach, the present paper seeks to give an account of this tale and analyze its fictional elements such as characters, settings, contrasts, oppositions, narrative structure, and plot. Finally, the methodology developed here will be briefly compared with Vladimir Propp’s morphological methodology.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>165</FPAGE>
						<TPAGE>191</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>لیلا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>هاشمیان</Family>
						<NameE>Leila</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Hashemian</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بوعلی سینا همدان</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>dr_hashemian@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>مجید</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>رمضان خانی</Family>
						<NameE>Majid</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>ramezankhani</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بوعلی سینای همدان</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>majidramezankhani.51@chmail.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شاهنامه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>فردوسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شکل‌شناسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>داستان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شخصیت‌ها</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>زال</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>رودابه</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF></REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
				<TitleF>بازتاب زبان هنری نهج البلاغه در ترجمۀ سید جعفر شهیدی</TitleF>
				<TitleE>The Reflection of the Artistic Language of Nahj al-Balagha in Sayyid Jafar Shahidi&#039;s Translation (With an Emphasis on Sermons, Letters and Wisdoms)</TitleE>
				<TitleLang_ID>1</TitleLang_ID>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>1</Language_ID>
						<CONTENT>   مجموعۀ خطبه ­ها، نامه ­ها و حکمت­های امیرالمؤمنین(ع) که جمع کننده­اش شریف رضی(ره)، به حق نهج­البلاغه­اش نامیده است، بلاغت مجسم و فصاحت محقق است. زیرا به دور از ایجاز مخل و اطناب ممل، معیار تمام عیار زیبایی و الگوی کامل روشنی است به گونه­ای که از دیر زمان تا عصر ما موافقان و مخالفان بر آن صحه گذاشته­اند. در بین عامه از عبدالحمید کاتب تا شیخ محمد عبده و در بین خاصه از سیدرضی تا سید جعفر شهیدی همه شیفتۀ بلاغت و شیوایی آن شده اند. کلام حضرت امیر(ع) چنان آراسته به انواع آرایه­های لفظی و معنوی و بدیعی است و پیراسته از حشو و اضافات بشری، که الحق لقب &quot;اخ القرآن&quot; گرفته است. از قدیم­الایام که سخنان امیر یکّه­تاز عرصۀ سخنوری، علی(ع)، به فارسی برگردانده شد، یکی از بزرگترین غبن­ها و خسارات فارسی زبانان عدم انتقال فصاحت و بلاغت نهج البلاغه در ترجمۀ آن بود. استاد گرانقدر و مترجم بلند مرتبه مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی(ره) به این آرزوی دیرینه جامۀ عمل پوشاند. استاد شهیدی با تکیه بر ظرافت­ها و آرایه­های کلام عربی و با تسلط بر دقایق و ظرایف سخن فارسی به خوبی از عهدۀ این مهم برآمد. ترجمۀ نهج البلاغۀ او، نخستین و تنها ترجمه­ای است که نشان دهندۀ بخشی از زیبایی­های سحر قرین و آرایه­های شعر آفرین امام علی(ع) است. در این مقاله با تکیه بر خطبۀ اول، نامۀ اول و حکمت اول نهج البلاغه، بازتاب شیوایی و روایی و آراستگی و پیراستگی کلام مولا علی(ع) در ترجمۀ استاد شهیدی بررسی می­شود.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<Language_ID>2</Language_ID>
						<CONTENT>  A collection of Imam Ali&#039;s (AS) sermons, letters and wisdom is called properly Nahj al-Balagha (Guidance of salvation) by its compiler, Sayyid Sharif Razi. Its rhetoric is visualized and its eloquence is achieved. In terms of its lack of the disturbing sense of brevity and long boring, all of its pretty standards are completed and from long time ago to our era proponents and opponents have confirmed it. Among common people like Abd al-Hamid al-Katib, Sheikh Muhammad Abduh and among the selected ones like Sayyid Razi, Sayyid Jafar Shahidi all have enamored its rhetoric and eloquence .Sayings of Imam Ali (AS) as literal and spiritual adorned with a variety of offerings and innovative that trimmed from the human redundancy is known as &quot;akh-al Quran&quot;. From a long time ago, there was a rhetoric loss in the Persian translation of the sayings of Imam Ali (AS), the most prominent words in the field of rhetoric that professor Sayyid Jafar Shahidi the great translator has been fulfilled this old wish. Professor Shahidi relying on the verbal elegance and Arabic figures of speech and Persian words coped with this important issue. His first translation of Nahj al-Balagha is the only translation that shows part of the beauty of dawn doubles figures of Imam Ali&#039;s poetry. In this paper the reflection and narrative eloquence and elegance words of Imam Ali (AS), in the first sermon, the first letter and the wisdom of Nahj al-Balagha, have been investigated in Prof. Shahidi&#039;s translation.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>193</FPAGE>
						<TPAGE>217</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>محمدرضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>یوسفی</Family>
						<NameE>Mohammad Reza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Yousefi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه زبان وادبیات فارسی دانشگاه قم</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>دانشیار گروه زبان وادبیات فارسی دانشگاه قم</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>myousefi46@ yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>رقیه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>ابراهیمی شهرآباد</Family>
						<NameE>Roqiyeh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Ebrahimi Shahrabadi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار دانشگاه فرهنگیان حضرت معصومه قم و مدرس جامعه المصطفی العالمیه</Organization>
						</Organizations>
						<Universities>
							<University>استادیار دانشگاه فرهنگیان حضرت معصومه قم</University>
						</Universities>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>baharanv@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نهج البلاغه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>سید جعفر شهیدی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ترجمه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>بلاغت</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>آرایه ها</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>کتابنامه##قرآن کریم.##انوشه، حسن. (1381). فرهنگ­نامۀ ادبی فارسی (جلد دوم). چاپ دوم. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.##بهار، محمدتقی .(1388).  سبک شناسی. چاپ سوم. تهران: زوار.##پورنامداران، تقی. (1386). رمز و داستان­های رمزی در ادب فارسی. چاپ ششم. تهران: انتشارات علمی فرهنگی.##ثروت، منصور (1379). فرهنگ کنایات. چاپ سوم. تهران: سخن.##جرجانی، عبدالقاهر (1361).  اسرار البلاغه. ترجمۀ دکتر جلیل تجلیل. تهران: دانشگاه تهران.##جرداق، جورج .(1340 ق.). الامام علی(ع) صوره ­العداله­الانسانیه. بیروت: دارالفکر.##جوادی آملی، عبدالله .(1390). تفسیر موضوعی قرآن کریم (مبادی اخلاق در قرآن). چاپ هشتم. قم: الهادی.##حجازی، علی رضا. (1384). خطبه­های شگفت امیرمومنان. قم: فارس­الحجاز.##حسینی، صالح. (1375). واژگان اصطلاحات ادبی. چاپ دوم. تهران: نیلوفر.##دشتی، محمد. (1385). شرح و ترجمه نهج­البلاغه. قم: الطیار.##رجایی، محمدخلیل. (1379). معالم البلاغه در علم. چاپ پنجم. شیراز: دانشگاه شیراز.##سعدی. (1376). کلیات. محمدعلی فروغی. چاپ هفتم. تهران: امیرکبیر.##شمیسا، سیروس. ( 1371). نگاهی تازه به بدیع.  تهران: فردوسی.##____________ .  (1376). بیان. چاپ ششم. تهران: فردوسی.##عبدالفتاح، عبدالمقصود .(1390).  امام علی بن ابی طالب. ترجمه سید محمد مهدی جعفری. (8جلدی)، تهران: سایه سخن.##عبده، محمد. (1341ق). شرح نهج­البلاغه. قاهره: الاعلام­الاسلامی.##علی بن ابیطالب(ع). (1372). نهج البلاغه. ترجمۀ دکتر سید جعفر شهیدی. چاپ چهارم. تهران: آموزش انقلاب اسلامی.##قلی پور، مسلم. (1380). کوثر کلام (گذری بر مفاهیم نهج­البلاغه). قم: زائر.##مکارم شیرازی، ناصر. (1387). پیام امیرالمومنین. قم: امام علی بن ابی طالب.##همایی، جلال الدین. (1376).  فنون بلاغت و صناعات ادبی. چاپ سیزدهم. تهران: هما.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE></ARTICLES>
</JOURNAL>

				</XML>
				