شیرزاد طایفی؛ محمّدحسین رمضانی فوکلائی
چکیده
بر خلاف مکتب فرانسوی ادبیّات تطبیقی که مطابق آن، صرفاً میتوان به مقایسۀ دو متن نوشتاری با لحاظ شرایطی پرداخت، در رهیافت آمریکایی، تطبیق متون ادبی با هنرهای مختلف از جمله سینما امکانپذیر است که منجر به درک بهتری از ادبیّات میشود. از آنجا که رمان و فیلم مشترکات زیادی دارند، از بسیاری جهات به یکدیگر شبیه هستند و دو ژانر قیاسپذیر ...
بیشتر
بر خلاف مکتب فرانسوی ادبیّات تطبیقی که مطابق آن، صرفاً میتوان به مقایسۀ دو متن نوشتاری با لحاظ شرایطی پرداخت، در رهیافت آمریکایی، تطبیق متون ادبی با هنرهای مختلف از جمله سینما امکانپذیر است که منجر به درک بهتری از ادبیّات میشود. از آنجا که رمان و فیلم مشترکات زیادی دارند، از بسیاری جهات به یکدیگر شبیه هستند و دو ژانر قیاسپذیر محسوب میشوند. این مشترکات، زمینۀ مناسبی برای بحث دربارۀ فیلم سینمایی از منظر نظریه و نقد ادبی جدید فراهم میکند و امکان میدهد مفاهیم و اصطلاحاتی را که به طور معمول ابزاری برای بحث دربارۀ رمان میدانیم، برای کاوشی نقادانه دربارۀ ساختار و صناعات و مضامین فیلم به کار ببریم. از سویی دیگر، در سالهای اخیر اصطلاح «پسامدرنیسم» در بحثهای نقادانه دربارۀ رمان در کشور ما رواج یافته و بسیاری از داستاننویسان جدید نیز شیفتگی وافری به داستاننویسی به سبک پسامدرن از خود نشان میدهند؛ لذا در این پژوهش، ابتدا با بررسی نظرات برخی از مهمترین اندیشمندان ادبیّات پسامدرن، نوزده تکنیک مورد استفاده در رمانهای پسامدرن استخراج شده و با روش تحلیل کیفی به کارگیری آنها در فیلم «ستاره است»، مورد بررسی قرار گرفتهاست. نتایج بررسی، گویای قرابت ادبیّات و سینما (به عنوان یک متن تصویری) و قابلیت مقایسۀ این دو متن نوشتاری و تصویری است؛ چنانکه بسیاری از تکنیکهایی که در نگارش رمانهای پسامدرن به کار گرفته میشوند، با بسامد بالایی در فیلم مورد بررسی نیز استفاده شدهاست.