جلیل مشیّدی؛ احمد حیدری گوجانی
چکیده
آیرونی یکی از عوامل نارسایی و پیچیدگی متن است که در زبان فارسی معادل طنز و طعن میباشد که با هدف تأدیب و تنبیه، در متن توازن و انسجام ایجاد کرده و لازمه هر اثر هنری است. مولوی در مثنوی معنوی که اثری تعلیمیـعرفانی است در قالب حکایتهای حکمتآمیز قصد تعلیم و آگاهی بخشی دارد؛ لذا آیرونی بازتاب گستردهای در این اثر تمثیلی دارد ...
بیشتر
آیرونی یکی از عوامل نارسایی و پیچیدگی متن است که در زبان فارسی معادل طنز و طعن میباشد که با هدف تأدیب و تنبیه، در متن توازن و انسجام ایجاد کرده و لازمه هر اثر هنری است. مولوی در مثنوی معنوی که اثری تعلیمیـعرفانی است در قالب حکایتهای حکمتآمیز قصد تعلیم و آگاهی بخشی دارد؛ لذا آیرونی بازتاب گستردهای در این اثر تمثیلی دارد و از این نظر میتوان مولوی را با شکسپیر در ادبیّات مغرب زمین مقایسه کرد. در این پژوهش مصداقهای آیرونی نمایشی را در پیوند با عناصر آیرونیساز، از جمله عنصر معصومیّت یا اعتماد بیخبرانه، خندهآوری، تضاد ظاهر با واقعیّت و عنصر فاصلۀ نمایشی به مسائل عرفانی مانند: جهد، توکل، صبر، قناعت و فقر بررسی شدهاست. عناصر آیرونیساز در مثنوی مسائلی مانند: نادانی، ناآگاهی از سِرّ و حقیقت امور، حقیقتنمایی بهجای حقیقت، کجاندیشی، ریا، دنیاپرستی، معصومیّت، لاف و گزاف مبتنی بر ادعا، حرص، نقص و ضعف نفس و اخلاق، بخل و... باعث گرفتاری آدمی است. بیان رواییـتمثیلی مولوی در مثنوی، زمینهساز آیرونی نمایشی با طنزی خفیف است که نشانههایی از سادهدلی و موذیگری دارد و داستان را در مرز جِد و هزل قرار میدهد. درونمایۀ داستانهای آیرونیک، بهظاهر حاوی مزاح، تخفیف و آسیبپذیری شخصیّت داستان است، امّا در فحوای کلام نتایج عرفانی آموزندهاش قابل فهم است. آثار غیر طنز مانند مثنوی معنوی مولوی و شاهنامۀ فردوسی بهدلیل غیرمنتظره بودن حوادث داستانی، اغلب آیرونی نمایشی دارند. توجّه به محتوای متن و بررسی دقیق آن بهترین راه تشخیص آیرونی است.