محمود مهرآوران؛ مهدی قاسمی
چکیده
یکی از علتهای دلنشینیِ غزلیات حافظ چندصدایی بودن آنهاست. غزلهایی که گرچه عرفانیاند، اجتماعی نیز هستند. غزلهای اجتماعی حافظ آمیخته با طنز، حدیث نفس و درد جامعهاند. در میان این آمیختگیِ نکات عرفانی و طنز، صدایی رسا شنیده می شود؛ صدایی که منتقدانه و زیرکانه بهنقد جامعه برخاسته است تا در هیاهوی ادعاهای مدعیان و ستمهای ...
بیشتر
یکی از علتهای دلنشینیِ غزلیات حافظ چندصدایی بودن آنهاست. غزلهایی که گرچه عرفانیاند، اجتماعی نیز هستند. غزلهای اجتماعی حافظ آمیخته با طنز، حدیث نفس و درد جامعهاند. در میان این آمیختگیِ نکات عرفانی و طنز، صدایی رسا شنیده می شود؛ صدایی که منتقدانه و زیرکانه بهنقد جامعه برخاسته است تا در هیاهوی ادعاهای مدعیان و ستمهای فرادستان، فریاد انسانیت سر دهد. در این نوشتار نگاه منتقدانۀ حافظ را در چهار عنوان بررسی و با شواهد مربوط تحلیل کردهایم: نقدهای حکومتی، نقد نهادها و مظاهر عقیدتی- اجتماعی، نقد رفتارهای اخلاقی- اجتماعی و نقد صفات شخصی. نتیجۀ تحقیق نشان میدهد که حافظ شاعری منتقد و نقّادی تیزبین است؛ نقدهای حافظ، نقدهایی درونیاند که بیش از آنکه جامعه را مسئول نواقص اجتماعی بداند، خود انسان را به ایجاد نقصهای اجتماعی متهم میکند؛ یعنی حافظ نقدهای اجتماعی خود را بیشتر به انسان و رفتار او ـ که نمود و نماد جامعۀ خود است ـ وارد میکند. او انسان را سازندۀ اجتماع خود میداند و به همین دلیل جامعه را ـ چه مثبت باشد و چه منفی ـ زاییدۀ نوع رفتار افراد همان جامعه میداند