آرزو پوریزدانپناه کرمانی؛ زینب شیخ حسینی
چکیده
«شعر علوی» یکی از شاخههای اصلی شعر آیینی بهشمار میآید که تاکنون مورد بررسی همهجانبه و علمی قرار نگرفته و در اندک پژوهشهای انجامشده در این زمینه بیشتر به محتوا و درونمایة آن پرداخته شدهاست. رسالت دینی و کارکرد مذهبی این اشعار در گرو تأثیرگذاری عمیق این اشعار در مخاطب است. موسیقی یکی از عناصر سازندة ...
بیشتر
«شعر علوی» یکی از شاخههای اصلی شعر آیینی بهشمار میآید که تاکنون مورد بررسی همهجانبه و علمی قرار نگرفته و در اندک پژوهشهای انجامشده در این زمینه بیشتر به محتوا و درونمایة آن پرداخته شدهاست. رسالت دینی و کارکرد مذهبی این اشعار در گرو تأثیرگذاری عمیق این اشعار در مخاطب است. موسیقی یکی از عناصر سازندة شعر است که نقش مهمّی در زیباسازی کلام و تأثیر آن بر مخاطب دارد. در این جستار، سطوح چهارگانة موسیقی (بیرونی، کناری، درونی و معنوی) با روش توصیفی ـ تحلیلی در 3 مجموعه شعر علوی و در مجموع 158 شعر بررسیشدهاست. بررسی عناصر موسیقایی در این اشعار، حکایت از ارتباطی دوسویه میان موسیقی و محتوای این اشعار دارد. موسیقی در این اشعار، کمک شایانی به القای مفاهیم و معانی مورد نظر شاعران کرده و در مقابل درونمایه و محتوای این اشعار به موسیقی آن جهت دادهاست. برجستگی و قوّت موسیقی در دو سطح بیرونی و کناری، بیفروغ بودن موسیقی درونی و معنوی و در حاشیه قرارگرفتن آن، استفاده از اوزان جویباری و شفّاف و توجّه به مضمون و محتوا در انتخاب وزن، گرایش به اوزان ساده و بیتکلّف، تنوّع وزنی، استفاده از قافیهها و ردیفهای مرتبط با موضوع و بهرهگیری دو سویه از آنها (کارکرد موسیقایی و انتقال معنا)، به کارگیری صنایع لفظی (تکرار، جناس و موازنه) و صنایع معنوی (تلمیح، مراعاتالنظیر و تضاد) از دیگر یافتههای این پژوهش است.
زینب شیخ حسینی؛ محمد امیر مشهدی
چکیده
نظامی گنجوی، در پایان قرن ششم نظم داستان های بزمی و غنایی را به نهایت کمال رسانیده است. بعد از او شاعران زیادی سعی کردند تا با نوشتن نظیره هایی در برابر منظومه های او، مهارت های خود را به نمایش بگذارند؛ که یکی از آنها هاتفی است، امّا هیچ یک از آنها به جایگاه والای نظامی نرسیده است. در این پژوهش سعی بر آن بوده است تا با تجزیه ...
بیشتر
نظامی گنجوی، در پایان قرن ششم نظم داستان های بزمی و غنایی را به نهایت کمال رسانیده است. بعد از او شاعران زیادی سعی کردند تا با نوشتن نظیره هایی در برابر منظومه های او، مهارت های خود را به نمایش بگذارند؛ که یکی از آنها هاتفی است، امّا هیچ یک از آنها به جایگاه والای نظامی نرسیده است. در این پژوهش سعی بر آن بوده است تا با تجزیه و تحلیل عناصر سازندة داستان در دو منظومة «خسرو و شیرین» نظامی و «شیرین و خسرو» هاتفی، نقاط قوّت و ضعف آنها را شناسایی کرده و به شناخت بیشتری نسبت به آنها دست یابیم.در این پژوهش وجوه تمایز این دو داستان در زمینة طرح داستان (کشمکش، گره افکنی، گره گشایی، حادثه)، شخصیّت پردازی و صحنه پردازی، مورد بررسی قرار گرفت. بررسی های انجام شده در این زمینه نشان میدهد که هاتفی در تقلید از منظومة نظامی خوب عمل نکرده و عناصر داستان در اثر او به صورتی ضعیف نمایان شده است که این امر سبب شده طرح داستانِ هاتفی سست تر از نظامی باشد. این پژوهش به شیوة توصیفی و تحلیلی صورت گرفته است.
مریم خلیلی جهانتیغ؛ زینب شیخ حسینی؛ محمد بارانی
چکیده
ساختارگرایی رویکردی است که قواعد ساختاری حاکم بر متون را با توجه به روابطشان در کل متن مورد بررسی قرار میدهد. پس از پراپ پژوهشگران همواره تلاش نمودهاند تا متون مختلف را مورد بررسی قرار داده با کشف الگوی ساختاری آنها، دستوری واحد برای تحلیل ساختار آنها ارائه نمایند. در پژوهش حاضر سعی شده است ساختار داستانهای پهلوانی ...
بیشتر
ساختارگرایی رویکردی است که قواعد ساختاری حاکم بر متون را با توجه به روابطشان در کل متن مورد بررسی قرار میدهد. پس از پراپ پژوهشگران همواره تلاش نمودهاند تا متون مختلف را مورد بررسی قرار داده با کشف الگوی ساختاری آنها، دستوری واحد برای تحلیل ساختار آنها ارائه نمایند. در پژوهش حاضر سعی شده است ساختار داستانهای پهلوانی ایرانی با تکیه بر داستانهای پهلوانی شاهنامه، بانوگشسب نامه، "کک کوهزاد"و ... به روش تحلیل محتوا و بر اساس نظریه ساختار اسطوره های تقویمی مورد بررسی قرار گیرد تا به این پرسش ها پاسخ داده شود که: آیا میتوان برای داستانهای پهلوانی ایران ساختاری مستقل از ساخت داستان های حماسی غربی ارائه داد؟ و دیگر اینکه آیا نبرد میان پهلوانان از نوع نبرد های میان مردگان و زندگان یا نبرد میان خیر و شر است؟ هدف تحقیق، یافتن اشتراکات و افتراقات ساختی این داستان هاست که قطعاً محصول گفتگوی ناخودآگاه اذهان ملتهاست. نتیجة پژوهش نشان می دهد که ساختار داستانهای پهلوانی ایران مستقل از داستانهای غربی میباشد. این داستانها که از اسطورة خیر و شر تأثیر پذیرفته، از دو سطح اسطورهای و روایی تشکیل شده است که ممکن است در بعضی از داستانها مثل بانوگشسب نامه که فقط سطح روایی در آن نمایان شده است، قابل مشاهده نباشند.