شیرزاد طایفی؛ هانیه حاجی تبار
چکیده
میتوان رمان «تهران، شهر بیآسمان» را یکی از مهمترین رمانهای اجتماعی- سیاسی دانست که از جهات مختلف میتواند مورد بررسی قرار بگیرد. یکی از رویکردها، نظریۀ چندآوایی باختین است که دربارۀ شاخصهای گفتوگو و چندصدایی در یک اثر بحث میکند. میخائیل باختین یکی از بزرگترین منتقدان و نظریهپردازان روسی است که ...
بیشتر
میتوان رمان «تهران، شهر بیآسمان» را یکی از مهمترین رمانهای اجتماعی- سیاسی دانست که از جهات مختلف میتواند مورد بررسی قرار بگیرد. یکی از رویکردها، نظریۀ چندآوایی باختین است که دربارۀ شاخصهای گفتوگو و چندصدایی در یک اثر بحث میکند. میخائیل باختین یکی از بزرگترین منتقدان و نظریهپردازان روسی است که در نظریۀ «منطق مکالمه»، خوانش گفتوگویی در ژانر رمان را مطرح میکند. در پژوهش پیشرو، ضمن معرفی رمان «تهران، شهر بیآسمان» و بیان مبانی نظریۀ باختین، به میزان مطابقت این نظریه با رمان پرداخته و مصداقهای آن را در رمان به شیوۀ تحلیل کیفی مورد واکاوی قرار دادهایم که در نتیجۀ آن «تهران، شهر بیآسمان»، به عنوان رمانی چندصدایی معرفی میشود. دستاوردهای پژوهش، نشان میدهد با این که در مواردی صدای نویسنده با صدای شخصیّتها در هم میآمیزد، اما وجود مؤلفههای دیگری مانند: سبکبخشی، جدل، نقیضه، آوای الفاظ و گفتوگوی مرکّب، این رمان را در شمار رمانهای چندصدایی قرار میدهد.
شیرزاد طایفی؛ محمّدحسین رمضانی فوکلائی
چکیده
بر خلاف مکتب فرانسوی ادبیّات تطبیقی که مطابق آن، صرفاً میتوان به مقایسۀ دو متن نوشتاری با لحاظ شرایطی پرداخت، در رهیافت آمریکایی، تطبیق متون ادبی با هنرهای مختلف از جمله سینما امکانپذیر است که منجر به درک بهتری از ادبیّات میشود. از آنجا که رمان و فیلم مشترکات زیادی دارند، از بسیاری جهات به یکدیگر شبیه هستند و دو ژانر قیاسپذیر ...
بیشتر
بر خلاف مکتب فرانسوی ادبیّات تطبیقی که مطابق آن، صرفاً میتوان به مقایسۀ دو متن نوشتاری با لحاظ شرایطی پرداخت، در رهیافت آمریکایی، تطبیق متون ادبی با هنرهای مختلف از جمله سینما امکانپذیر است که منجر به درک بهتری از ادبیّات میشود. از آنجا که رمان و فیلم مشترکات زیادی دارند، از بسیاری جهات به یکدیگر شبیه هستند و دو ژانر قیاسپذیر محسوب میشوند. این مشترکات، زمینۀ مناسبی برای بحث دربارۀ فیلم سینمایی از منظر نظریه و نقد ادبی جدید فراهم میکند و امکان میدهد مفاهیم و اصطلاحاتی را که به طور معمول ابزاری برای بحث دربارۀ رمان میدانیم، برای کاوشی نقادانه دربارۀ ساختار و صناعات و مضامین فیلم به کار ببریم. از سویی دیگر، در سالهای اخیر اصطلاح «پسامدرنیسم» در بحثهای نقادانه دربارۀ رمان در کشور ما رواج یافته و بسیاری از داستاننویسان جدید نیز شیفتگی وافری به داستاننویسی به سبک پسامدرن از خود نشان میدهند؛ لذا در این پژوهش، ابتدا با بررسی نظرات برخی از مهمترین اندیشمندان ادبیّات پسامدرن، نوزده تکنیک مورد استفاده در رمانهای پسامدرن استخراج شده و با روش تحلیل کیفی به کارگیری آنها در فیلم «ستاره است»، مورد بررسی قرار گرفتهاست. نتایج بررسی، گویای قرابت ادبیّات و سینما (به عنوان یک متن تصویری) و قابلیت مقایسۀ این دو متن نوشتاری و تصویری است؛ چنانکه بسیاری از تکنیکهایی که در نگارش رمانهای پسامدرن به کار گرفته میشوند، با بسامد بالایی در فیلم مورد بررسی نیز استفاده شدهاست.