بتول واعظ؛ رقیه کاردل ایلواری
چکیده
چکیده در این جستار، یکی از داستانهای هفت پیکر نظامی با عنوان «گنبد سیاه» براساس نقد اسطورهشناختی یا کهن الگویی تحلیل میشود. نخست این قصه را از نظر شکل و ساخت داستانی و خط سیر رویدادهای داستان براساس هرم فریتاگ بررسی کرده ایم. ساختار روایتی قصه گنبد سیاه مانند دیگر داستانهای کلاسیک و پیشامدرن، از سیری خطی پیروی میکند ...
بیشتر
چکیده در این جستار، یکی از داستانهای هفت پیکر نظامی با عنوان «گنبد سیاه» براساس نقد اسطورهشناختی یا کهن الگویی تحلیل میشود. نخست این قصه را از نظر شکل و ساخت داستانی و خط سیر رویدادهای داستان براساس هرم فریتاگ بررسی کرده ایم. ساختار روایتی قصه گنبد سیاه مانند دیگر داستانهای کلاسیک و پیشامدرن، از سیری خطی پیروی میکند که دارای سه مرحله شروع، اوج و فرود یا نقطه پایان است. سپس خوانشی دیگرگونه براساس آرکیتایپهای اسطورهای آوردهایم ؛ چون مقوله سفر، آب، عدد، رنگ سیاه، اسرار و هبوط انسان که ریشه در ناخودآگاه جمعی انسانها دارند و در این داستان سمبولیکی، ابزار روایت قصه قرار گرفته اند. آنچه موجب خوشی دیگرگونه از این قصه میشود، بررسی و تفسیر کهن الگوهایی است که به طور ناخودآگاه در بافت و روایت داستان به کار رفته اند برای نمونه، کهن الگوی سفر که یکی از مهم ترین بن مایههای اسطورهای در دنیای اساطیر و افسانهها و داستان هاست و کلیت داستان براساس همین مقوله سفر شکل گرفته است.